نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
چکیده
تازه های تحقیق
با بررسی مصداق های بینامتنی مشخص شد که این سه متن از اسطورۀ گاو و قربانی شدنش برای بیان مفاهیم اجتماعی و مناسبات قدرت و طبقات مختلف اجتماعی استفاده کرده اند. معنی مشترک در هر سه متن مرگ گاو، به شکل کشتن توسط حاکمیت یا مردن طبیعی است، گرچه آن مردن طبیعی هم بررسی شد که به نوعی کشته شدن توسط ساختارهای سیاسی– اجتماعی قدرت است. در هر سه متن «گاو» آن بهرۀ نیکی است که نباید از دست داد و از دست دادنش به زوال شخص و جامعه می پیوندد.
با توجه به جدولی که در صفحات قبل ذکر شد، در دو اثر کلیله و دمنه، اسرار گنج درّۀ جنی، فاعل و کشندۀ گاو، صاحب اوست. با این تفاوت که شیر در جایگاه حاکم و سلطان جنگل، صاحب و مالک حقوقی حیوانات است. این عمل او خدشه ای به خودش و دستگاه حکومتیاش نمیزند و ظاهرِ متن به ما میگوید که شیر کاردانی اش را از دست دادهاست، درحالیکه متن زایشی ممکن است چنین باشد که چهبسا شیر از این کشتن راضی و خشنود هم است. عاملِ واسط مرگ گاو هم ظاهراً توطئۀ دمنه است که او نیز کشته می شود در جهت احقاق عدالت. درحالیکه «کورای» متن میگوید پادشاه عادل همان موقع بهجای درگیری با گاو، می توانست با گاو سخن بگوید و صحبت بکند.
اما در رمان اسرار گنج درّۀ جنی، مرد کشاورز که صاحب حقیقی گاوش است و این گاو برای او نمود و نماد محرومیت ها و نداشته هاست، گاوش را می کشد تنها به دلیل پیدا کردن گنجی که نشانگر آسایش است. اما برخلاف شیر، مرد کشاورز خودش را قربانی میکند، قربانی نداشته هایش. او نیز جنس دیگری از مشدی حسن است؛ با این تفاوت که امیدی شکل می گیرد که از همان آغاز ناامیدی است. تبعات کشتن گاو، به هیچ روی، شیر دارنده و مالک را دربر نمی گیرد، اما تبعات قربانی کردن گاو، با همه رنج و سختی هایش، مرد کشاورز را اسیر خواهد کرد. نکتۀ جالب اینکه مرد کشاورز نامی ندارد.
در داستان گاو مشدی حسن (عزاداران بیل) ظاهراً فاعل و کشنده ای برای گاو وجود ندارد. در اینجا نیز مشدی حسن همچون مرد کشاورز صاحب حقیقی گاو است با این تفاوت که او گاوش را نکشتهاست و اصلاً داستان هم نمی گوید گاو به چه شکل و به چه علت مردهاست. اما همین مرگ گاو نیز همچون مرگ گاو اسرار گنج درّۀ جنی، عواقب خود را دارد. اگر مرد کشاورز خانه اش را از دست داد و لحظاتی بین شادی و رنج زیست، اینجا داستان متفاوت است. مرگ گاو (نماد تمام دارایی توأم با رنج و سختی مشدیحسن) او را کاملاً از پای درخواهد آورد. او تمامیت خودش را از دست خواهد داد؛ بنابراین در متن کلاسیک کلیله و دمنه که متن ظاهری بر گفتمان طبقۀ حاکم استوار است، مرگ گاو کمترین نگرانی و مشکلی در دستگاه حکومتی شیر، مالک حقوقی ایجاد نمیکند، اما در دو اثر معاصر که تا حدودی بازنمایی صدای طبقات پایینتر است، این دو مالک حقیقی، پس از مرگ گاو رنج خواهند کشید؛ زیرا آنان و مملوکشان گاو، یکی هستند.
همچنین پیرنگ رخدادها بهصورت ظریفی در هر سه متن با تفاوت های ویژۀ هرکدام، دیده می شود. پیرنگ و رخداد هر سه متن حادثهای است مرگبار. حتی اگر فی المثل در داستان اسرار گنج درّۀ جنی، در سکانس اول این حادثۀ مرگبار نوعی شادی و سرور تلقی شود، اما این شادی و سرور نوعی بدمستی است، همانند بدمستی شیرِ کلیله و دمنه به هنگام کشتن گاو. در داستان عزاداران بیل پیرنگی که خط مرگ گاو را نشان دهد، وجود ندارد، اما همین مرگ گاو خطی میشود برای گاو شدن مشدی حسن و مردن او در پایان داستان. روابط علّی و معلولی کلیله و دمنه و اسرار گنج درّۀ جنی بر مردن گاو اشاره دارد، اما روابط علّی و معلولی عزاداران بیل بر گاو شدن و مردن مشدیحسن. به نظر پیرنگ این سه متون بر فایده و سود نداشتن هیچگونه تلاش و تغییری است. در این جامعۀ ایستا هیچچیزی تغییر نمی کند و فقط ظاهرش عوض می شود. هیچ نشانی از «گئو» یا همان زندگانی قرار نیست در این جامعه حضور داشته باشد. در کلیله و دمنه، با همه خدماتی که گاو انجام دادهاست، تلاش هایش در چشم شیر، خوار میشود. در اسرار گنج درّۀ جنی، مرگ گاو و کشتن آن برای بهبود اصلاحات و تغییرات جدید اجتماعی است، اما نه مرگ گاو فایدهای می بخشد و نه آن گنج نوین. اوضاع بدتر هم می شود (خانه ویران میگردد و ...) در عزاداران بیل، ما کلاً در هر داستانی از این متن با جامعۀ خرافات زده روبهرو هستیم و گاو شدن مشدی حسن و ازخودبیگانگی و الیناسیون او در چنین جامعه ای رخ میدهد؛ جامعه ای خالی از شور و اشتیاق و امید برای تغییر. دنیایی که در آن مشدی حسن به گاو تبدیل میشود و درنهایت هم همچون گاو می میرد، جای مطلوبی نیست.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Language is not a one-sided raw material; rather, it is understood in a dialogical and social sense. Even when a person has internal monologues with himself, the characteristic of dialogue and two-way relationship is still evident. Since language is not based on essence, it acquires a completely social aspect and is placed in the cycle of repetition of previous and subsequent statements. This is why literature, as the most sublime artistic aspect of language, takes on such a path.Literary works also have a conversational aspect and an intertextual nature with the works before and after them. There is no literary work that is simply written by an original mind; rather, every literary work, in the process of being written, has consciously or unconsciously drunk from the water of previous literary writings and texts and then turned to manifestation and emergence. This article deals with a descriptive-analytical study of the conversational logic and intertextual nature of two contemporary works, Azadaran- e Bayal (The Story of the Cow) and Asrar-e Ganj Darreh Genei (The Secrets of the Treasure of the Valley of the Genie) with the classic literary text Kalila and Demna. The present study seeks to understand how two contemporary modern works, with different perspectives, are placed in the same context as a classic literary work. It is worth noting that the key intertextual term in this study is "cow" and the concept of its killing. After examining, we found that, based on the interactions that past texts have in future texts, the myth of the cow and its sacrifice has been used both in the classic text Kalila and Demna and in the two contemporary works "The Mourners of the Bayal" andThe Secrets of the treasure of the Valley of the Genie to express social, cultural concepts and power relations and various social bases. The common meaning in all three works is the death of the cow, the loss of something valuable, equivalent to identity and social base. The interpretability of the three works and the socio-political orientation are other common features of all three works.
کلیدواژهها [English]