<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>زبان و ادب فارسی (نشریه سابق دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز)</title>
    <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/</link>
    <description>زبان و ادب فارسی (نشریه سابق دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز)</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی سیمای آدم آبی و پری دریایی در متون کهن ایرانی و خاستگاه اساطیری آنها</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20775.html</link>
      <description>باور به انسان‌نمایانی که در دریاها و دریاچه‌ها زندگی می‌کنند، از روزگاران قدیم تاکنون در فرهنگ ایرانی مشاهده می‌شود. آنها در متون کهن، به‌ویژه عجایب‌نامه‌ها و متون جغرافیایی، به شکل انسان و با نام آدم آبی توصیف شده‌اند. گاه نیز به شکل نیمه‌زن/مرد-نیمه‌ماهی تصویر می‌شوند که یادآور پری دریایی در باور امروزیان است. پیشینة این انسان‌نمایان آبی به اساطیر میان‌رودان بازمی‌گردد؛ در آنجا موجوداتی وابسته به ایزد آب‌ها، مرکّب از انسان و ماهی و با نقش محافظ به نام‌های اپکالو و کولولو/کولیلتو می‌شناسیم. آتارگاتیس، ایزدبانوی باروری آرامیان، که پسین‌تر به میان‌رودان و جهان غرب راه یافت، هم بنا بر روایت مورّخان و شواهد باستان‌شناسی گاه به این شکل تجسّم می‌شده است. در باورهایِ ایرانیِ پیش از زردشت، پری، ایزدبانوی زیبا و فریبای باروری بود که در آیینِ نوی زردشتی به عنوان دیوزن شناخته و رانده شد؛ امّا بعضی صفات نیکویش به آناهیتا، ایزدبانوی آب‌ها، رسید و هم در اذهان جمعی ایرانیان به جای ماند و در قصّه‌های پریان نمود یافت؛ مانند سرشتِ آبی پریان‌، ازدواج و زایندگی، زیبایی، دوستدار طرب و رامش بودن و نمادهای جانوری ماهی و کبوتر؛ مواردی که حضور آنها را علاوه بر قصّه‌هایِ پریانِ ایرانی و متون ادبی کهن، در پیوند با ایزدبانوی آتارگاتیس نیز می‌یابیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پژوهشی در فرهنگ لغت قرآنی نقودالجمان فی عقودالترجمان (نسخۀ ۶۰۹ آستان قدس)</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20890.html</link>
      <description>سنت فرهنگ&amp;amp;lrm;نویسی قرآنی به زبان فارسی میراثی غنی است که آثار گران&amp;amp;lrm;سنگ و درعین&amp;amp;lrm;حال ناشناخته&amp;amp;lrm;ای را در خود جای داده&amp;amp;lrm;است. کتاب نقودالجمان فی عقودالترجمان که در قرن هفتم هجری تألیف شده، فرهنگی قرآن&amp;amp;lrm;محور و چندوجهی است که واژگان قرآن کریم را از سورۀ حمد تا ناس شرح می&amp;amp;lrm;دهد و ترکیبی از ترجمه، تفسیر و نکات صرفی و نحوی ارائه می&amp;amp;lrm;کند. این مقاله برای نخستین بار به معرفی جامع و تحلیل ویژگی&amp;amp;lrm;های این اثر با تکیه بر کهن&amp;amp;lrm;ترین نسخۀ خطی آن (کتابت ۶۰۹ق در کتابخانۀ آستان قدس رضوی) می&amp;amp;lrm;پردازد. پس از بررسی هویت احتمالی مؤلف و تاریخ تألیف، ساختار و روش او در شرح واژگان تحلیل شده&amp;amp;lrm;است. بخش اصلی مقاله به واکاوی ویژگی&amp;amp;lrm;های زبانی نسخه در سه سطح رسم&amp;amp;lrm;الخطی، واژگانی و دستوری اختصاص یافته&amp;amp;lrm;است. نتایج نشان می&amp;amp;lrm;دهد که نقودالجمان سندی ارزشمند برای مطالعات زبان&amp;amp;lrm;شناسی تاریخی، سبک&amp;amp;lrm;شناسی و تاریخ فرهنگ اسلامی در ایران است؛ ارزشی که از طریق ثبت واژگان کهن فارسی و انعکاس سبک نگارش قرون میانی به&amp;amp;lrm;دست آمده&amp;amp;lrm;است. به&amp;amp;lrm;طور مشخص، کاربرد اصطلاحات محلی (مانند &amp;amp;laquo;کبوتر بنا&amp;amp;raquo; برای &amp;amp;laquo;ورشان&amp;amp;raquo; که پیوند مؤلف با حوزۀ فرهنگی خراسان را نشان می&amp;amp;lrm;دهد) و ویژگی&amp;amp;lrm;های تلفظی و آوایی خاص (مانند نگارش ذال معجم در کلماتی چون &amp;amp;laquo;پیدا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;هویدا&amp;amp;raquo; که بازتاب&amp;amp;lrm;دهندۀ تلفظ متفاوت آن&amp;amp;lrm;هاست) اهمیت این اثر را به&amp;amp;lrm;عنوان منبعی دست‌اول برای درک تحولات زبان فارسی دوچندان می&amp;amp;lrm;کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختار تفسیر آیات و احادیث در نظام معرفتی هجویری</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20773.html</link>
      <description>تفسیر صوفیان از آیات، احادیث، اقوال مشایخ و متون دیگر، چندوچونِ گزینش‌ها و معیارهای تفسیری آنان را در مواجهه با این امور بازنمایی می‌کند. در این میان، کشف‌المحجوب هجویری یکی از کهن&amp;amp;rlm;ترین متون صوفیانه فارسی، منبع حائز اهمیتی در این زمینه به‌شمار می‌آید. نگارنده در این مقاله می‌کوشد ضمن طبقه‌بندی تأویلات هجویری از آیات و احادیث، با برشمردن اصلی&amp;amp;lrm;‌ترین الگوهای تفسیری و عوامل تأثیرگذار در نظام معرفتی وی، میزان وفاداری او به ظاهر متن یا عدول از آن، داشتن گرایش‌های ذوقی، یا وجود جنبه&amp;amp;lrm;‌‌های استدلال&amp;amp;rlm;ورزانه در تأویل و نیز تصرفات ایدئولوژیک وی در تفسیر را نشان ‌دهد. در ادامۀ این جستار، با مقایسۀ الگوهای استنباطی هجویری از آیات و احادیث با چهارچوب‌های اعمال‌شدۀ وی در تأویل اقوال مشایخ صوفیه، میزان هماهنگی، انسجام منظر و هم‌نوایی معرفتی یا بالعکس آشفته‌گرایی او در عرصۀ تفسیر صوفیانه مشخص می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نشانه- معناشناختی گاو در سه ساحت اسطوره‌ای، فرهنگی و اجتماعی در سه اثر داستانی کلاسیک و معاصر (کلیله و دمنه، اسرار گنج درّۀ جنی و عزاداران بیل)</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20889.html</link>
      <description>زبان ماده خام یکطرفه‌ نیست؛ بلکه در مفهومی دیالوگی و اجتماعی معنا می‌شود. آثار ادبی نیز وجه مکالمه‌ای و سرشتی بینامتنی با آثار پیش و پس از خود دارند. هیچ اثر ادبی‌ای نیست که صرفاً نوشتۀ یک ذهن اصیل باشد؛ بلکه هر اثر ادبی در فرایند نوشته شدن، خودآگاه یا ناخودآگاه از آبشخور نوشته‌ها و متون ادبی پیشین، نوشیده و آنگاه روی به تجلی و ظهور نهاده است. این جستار به بررسی توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی منطق مکالمه و سرشت بینامتنی دو اثر معاصر عزاداران بیل (داستان گاو)، اسرار گنج درّۀ جنی با متن ادبی کلاسیک کلیله و دمنه می‌پردازد. پژوهش حاضر درپی آن است تا دریابد چگونه دو اثر هم‌عصر مدرن، با زاویه دید‌های متفاوت، در بستر همان متنی قرار می‌گیرند که یک اثر ادبی کلاسیک قرار گرفته است. گفتنی است کلید واژۀ مهم بینامتنی در این بررسی، &amp;amp;laquo;گاو&amp;amp;raquo; و مفهوم کشته شدن اوست. پس از بررسی دریافتیم که بنا به هم‌کُنشی‌هایی که متون گذشته در متون آینده دارند، اسطورۀ گاو و قربانی شدن آن چه در متن کلاسیک &amp;amp;laquo;کلیله و دمنه&amp;amp;raquo; و چه در دو اثر معاصر &amp;amp;laquo;عزاداران بیل&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اسرار گنح درّۀ جنی&amp;amp;raquo; برای بیان مفاهیم اجتماعی، فرهنگی و مناسبات قدرت و پایگاه‌های مختلف اجتماعی به کار رفته است. معنی مشترک در هر سه اثر، مرگ گاو، از دست رفتن چیزی با ارزش، هم‌ارز هویّت و پایگاه اجتماعی است. تأویل‌پذیری سه اثر و جهت‌گیری سیاسی- اجتماعی از دیگر موارد اشتراک هر سه اثر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرچشمه‌های برخی از کلمات قِصار در مقالات شمس تبریزی</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20807.html</link>
      <description>شمس تبریزی از درویشان درس‌خواندۀ سدۀ ششم و هفتم است. تنها اثر باقی‌ماندۀ او که آن را دیگران گِردآوری کرده‌اند، مجموعه‌گفتارهایی مشهور به مقالات است. بخشی از سخنان منسوب به وی، چهل و یک گفتار کوتاه است که در شماری از دست‌نویس‌های مقالات و برخی آثار دیگر برجا مانده و مصحّحِ مقالات، آن را به‌عنوان &amp;amp;laquo;کلمات قصار&amp;amp;raquo;، در بخشی جداگانه آورده‌است. این پژوهش بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا این سخنان از خود شمس و حاصل تأملات اوست یا سخن دیگران است که به نام شمس نقل شده‌است. ازآنجاکه شمس به منابع سخنان خود یا گویندگان آن گفته‌ها اشاره‌ای نکرده‌است، بنابر بررسی&amp;amp;shy;های انجام‌شده و با تتبّع در منابع متقدّم صوفیانه و...، معلوم گردید که آن سخنان، برخلاف دیگر بخش‌های کتاب، برگرفته از منابع متقدّمین است و مصحِّح کتابِ مقالات تنها به دو مورد از این اقتباس‌ها اشاره کرده‌است. در این مقاله به بررسی بیست و یک مورد از گفته‌های شمس در بخش &amp;amp;laquo;کلمات قصار&amp;amp;raquo; پرداخته و مشخص شده که آن جملات برگرفته از احادیث قُدسی و نبوی، سخنان صوفیه و... است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روایت و کارکرد آن در داستان کوتاهِ «مجلس تودیع» نوشتۀ غلامحسین ساعدی</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20778.html</link>
      <description>یکی از راه&amp;amp;lrm;های شناخت ادب روایی تطابق آن با خصوصیات روایت است. یکی از نامدارترین چهره&amp;amp;lrm;های ادب روایی ایران غلامحسین ساعدی است. بیش از نود اثر در ژانرهای متعدد ازجمله رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه و فیلم‌نامه از او منتشر شده‌است. او در سال ۱۳۳۹ مجموعه داستان شب&amp;amp;lrm;نشینی باشکوه را منتشر کرد. نام آخرین داستان این مجموعه &amp;amp;laquo;مجلس تودیع&amp;amp;raquo; است. هدف این نوشته نشان دادن کارکردها و خصویات روایت در این داستان است تا بخشی از کارکرد روایت در ادب داستانی دهۀ سی و بخشی از جایگاه ساعدی در داستان&amp;amp;lrm;نویسی معلوم شود. روش پژوهش تحلیلی‌توصیفی است. برخی از نتایج پژهش از این قرارند: در این داستان تمام عناصر ازجمله راوی، در روایت پدیدار می&amp;amp;lrm;شوند. زاویۀ دید این داستان اول‌شخص و کانونی&amp;amp;lrm;سازی درونی است. این داستان در قالب خاطره ـ سخن‌رانی نوشته شده‌است. در آن از دو گروه راویِ اصلی و کمکی، استفاده شده‌است. این داستان بخشی از یک جریان فکری ـ ادبی است که در آن، خصوصاً در شعر نیما یوشیج و اخوان ثالث، شب نماد استبداد و خفقان و زمستان نماد نومیدی و بیگانگی اجتماعی است. متن تابع پیام داستان است: شب بسیار دراز است و به این زودی&amp;amp;lrm;ها آفتاب درنخواهد آمد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رباط سعدی؛ آگاهی های تازه از ساخت و تعمیر آن، به همراه تصحیحی نو از رساله در سؤال صاحب دیوان</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20883.html</link>
      <description>می&amp;amp;lrm;دانیم که شیخ اجل سعدی به طریقت جوانمردی، علی&amp;amp;lrm;الخصوص جماعت سقّایان، تعلّق و دلبستگی داشته‌است. او در سال‌های پایانی زندگی، در بیرون شهر شیراز، به هزینهٔ شمس&amp;amp;lrm;الدّین محمّد صاحب دیوان رباطی بر پا کرد و بعد از وفات، در صفّهٔ همانجا به خاک سپرده شد. رباط سعدی در طول قرون متمادی، زیارتگاه فقیر و غنی بود و بسته به اوضاع زمانه، گاه در رونق بود و گاه رو به افول داشت. اخبار و روایاتی که دربارۀ این رباط از روزگار نزدیک به حیات سعدی به دست ما رسیده اندک است. در مقالهٔ حاضر دو&amp;amp;lrm; روایت کهن از بنیاد نهادن رباط سعدی معرّفی شده و فواید تاریخی حاصل از آن مورد بحث قرار گرفته‌است. روایت قدیم‌تر تکمله&amp;amp;lrm;ای است که میان سال‌های ۷۲۱ تا ۷۴۲ق به پایان رسالهٔ &amp;amp;laquo;سؤال صاحب دیوان&amp;amp;raquo; که در جزو رسائل ششگانۀ کلّیات سعدی مضبوط است الحاق شده. از این تکمله واضح می&amp;amp;lrm;گردد که تاریخ بنای رباط سال 679ق بوده و درست سی سال بعد از وفات سعدی، یعنی به سال 721ق، علاءالدّین محمّد بن عمادالدّین محمّد فریومدی، از وزرای مقتدر و هنرپرور سلطان ابوسعید بهادرخان ایلخانی، در عمارت و احیای آن بذل توجّه و مال کرده‌است. روایت دوم قطعه شعری است از جلال طبیب شیرازی (درگذشت پیش از 785ق) در وصف رباط سعدی که در دیوان چاپی شاعر نیست و ناظر به ارتباط سعدی و رباط او با مسئلۀ آب و سقایت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و توضیح دو بیت دشوار از داستان زال و رودابه در شاهنامه</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20884.html</link>
      <description>فردوسی در داستان زال و رودابه، تصویری (مشبّهٌ‌بهی) برای &amp;amp;laquo;بینیِ&amp;amp;raquo; رودابه به کار برده که در چاپ‌های شاهنامه به سه صورتِ &amp;amp;laquo;سیمین قلم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تیغِ دژم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تیغِ درم&amp;amp;raquo; آمده و بحث‌هایی در میانِ محقّقان برانگیخته است. در این مقاله با دلایل و قراینی نشان داده شده که ضبطِ &amp;amp;laquo;تیغِ دُژم&amp;amp;raquo; به معنای &amp;amp;laquo;تیغِ تیز و بُرنده&amp;amp;raquo; در چند نسخه، نگاشتۀ دشوارتر و اصلی است و فردوسی مشبّهٌ‌بهِ تشبیه خود را در قالبِ استعارۀ مکنیّه (تشخیص) آورده و &amp;amp;laquo;تیغ&amp;amp;raquo; را همچون انسانی انگاشته که &amp;amp;laquo;دژم: خشمگین&amp;amp;raquo; است. در بیتِ دیگری از همین داستان &amp;amp;laquo;از آن گنبدِ سیم، سر بر زمین/ فروهشته بر گِل کمندِ کمین&amp;amp;raquo; که باز توصیفِ رودابه است و خوانش و گزارشِ آن محلّ بحث و اختلافِ نظر بوده، &amp;amp;laquo;گنبدِ سیم&amp;amp;raquo; استعاره از &amp;amp;laquo;سُرین&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کمندِ کمین&amp;amp;raquo; استعاره از &amp;amp;laquo;گیسوی بلند&amp;amp;raquo; است و &amp;amp;laquo;گل&amp;amp;raquo; را هم باید به کسره خواند تا نظم و توالیِ معناییِ بیت درست باشد: رودابه زلفِ بلند خود را که همچون کمندی است که بر مردان کمین می‌گشاید، از سُرین خود به سوی خاکِ زمین آویخته و افشان کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مشکلِ شیوۀ خطّ فارسی در تصحیح و چاپ متون منظوم مطالعۀ موردی: دیوان قطران تبریزی چاپ فرهنگستان زبان و ادب فارسی</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20632.html</link>
      <description>فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سی و چند سال دورانِ فعّالیت خود، علاوه بر واژه &amp;amp;lrm;گزینی و انتشار مجلّداتی از فرهنگ جامع زبان فارسی و ده&amp;amp;rlm; ها شماره از نشریّۀ نامۀ فرهنگستان و پیوست&amp;amp;rlm; ها و ویژه &amp;amp;lrm;نامه &amp;amp;rlm;های آن، پیشنهادهایِ خود را دربارۀ خط فارسی از جمله: جدانویسی و پیوسته نویسی کلمات و ترکیبات و اجزای جمله و نحوۀ چینش کلمات در متن از لحاظ رعایت فاصله یا نیم &amp;amp;lrm;فاصله هنگام تایپ آن، در دو کتاب &amp;amp;laquo;دستور خطّ فارسی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فرهنگ املایی زبان فارسی&amp;amp;raquo; ارائه کرده است. یکی از راه &amp;amp;rlm;های رواج و شیوع عملی مندرجاتِ این شیوه &amp;amp;rlm;نامه ها دویست و چهل کتابی بوده است که فرهنگستان تاکنون منتشر کرده است؛ مخصوصاً سی کتاب از آن، که به تصحیح متون ادب فارسی اختصاص داشته است. آنچه در مطالعۀ این کتاب&amp;amp;rlm; ها به چشم می &amp;amp;rlm;خورد؛ هر چند ممکن است از زیر دستِ ویراستار واحدی بیرون آمده باشند، اختلاف سلیقه در ضبط و نگارش اجزای جمله از لحاظ خطِّ فارسی است. در این مقاله سعی شده است سلیقۀ مصحّحان یا ویراستاران دیوان قطران تبریزی مخصوصاً در پیوسته (با نیم فاصله) نویسی اضافه های وصفی مقلوب و کلمات و ترکیبات دیگر بررسی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روایت‌شناسی شناختی رمان شازده احتجاب بر پایه دیدگاه دیوید هرمن</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20888.html</link>
      <description>رمان شازده احتجاب نوشتة هوشنگ گلشیری، با روایتی ذهن‌محور، غیرخطی و آمیخته به خاطره، توهم و زبان تودرتو، یکی از نمونه‌های برجسته روایت درون‌گرایانه در ادبیات مدرن فارسی به‌شمار می‌رود. روایت این اثر، علاوه بر توالی رخدادهای بیرونی، از درون ذهن تب‌دار، متوهم و خاطره‌زدة؛ شخصیت اصلی؛ یعنی، شازده احتجاب منعکس می‌شود و تجربة او از تاریخ، خشونت، بیماری، گناه و زوال را در قالبی چندلایه و چندصدا بازنمایی می‌کند. مسأله اصلی این پژوهش آن است که روایت در این رمان چگونه بر مبنای ذهنیات و فرآیندهای شناختی شخصیت اصلی شکل می‌گیرد و عناصر روایی؛ مانند زمان، مکان، زبان و روابط میان شخصیت‌ها را سازمان می‌دهد. هدف تحقیق ، تحلیل ساختار روایت در این رمان بر اساس چهار مؤلفه اصلی نظریه روایت‌شناسی شناختی دیوید هرمن است که عبارت است از: ذهن‌مداری، جهان‌سازی، تجربه‌محوری و چندمنظوره‌بودن. ادعای پژوهش آن است که شازده احتجاب علاوه بر این که از روایت ذهن‌مدار بهره می‌برد، ذهن شخصیت اصلی آن، بستر و خاستگاه اصلی روایت است؛ ذهنی که جهان داستانی را هم بازمی‌تاباند و هم بازمی‌سازد. پژوهش با روش کیفی و بر پایه تحلیل متن روایی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که این رمان با خلق جهانی روانی، چندلایه و ایستا، نمونه‌ای ممتاز از روایت‌گری ذهن‌محور و تجربه‌گرا در ادبیات فارسی است و ساختار آن به‌روشنی با مؤلفه‌های روایت‌شناسی شناختی قابل تحلیل است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بوطیقا در تصحیح متون شاعرانه: نقش ایران‌شناسی وارونه در تصحیح وحید دستگردی از خمسۀ نظامی (مطالعۀ موردی: هفت‌پیکر)</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20774.html</link>
      <description>در دورۀ گذار از قاجار به پهلوی اول، نقد و تصحیح متون به‌عنوان یکی از موضوعات تحقیق ادبی در نظر گرفته شد. در همان وقت، حسن وحید دستگردیِ شاعر، نقّاد و مجله‌گردان، تحقیقات ادبی خود را در دو حوزۀ نقد نظری و نقد عملی بر محور سخن نظامی گنجوی در مجلۀ ارمغان منتشر کرد. با بررسی طرح او از تصحیح خمسۀ نظامی به‌عنوان سرمایۀ فرهنگی در دورۀ پهلوی اول، می‌توان به نقش ایران‌شناسی وارونه و بوطیقای بومی در تصحیح و فرآوری متون ادبی پرداخت. پژوهش حاضر نشان‌ می‌دهد که وحید دستگردی چگونه توانست با دسترسی‌یافتن به هفت‌پیکر علمی‌-انتقادی ریتر و دیدار با ریپکا، همچنین تردید نسبت به س ودمندی دانش ادبی و روش تصحیح مستشرقان اروپایی و دنباله‌روان آنان در ایران، زمینۀ بحث دربارۀ دستاوردهای نظری مصحّحان را فراهم‌ ‌کند. روش انجام پژوهش حاضر تحلیل محتوای کیفی و روش جمع‌آوری داده‌ها کتابخانه‌ای است. هدف پژوهش تبیین این واقعیت بوده‌است که بازاندیشی وحید از تصحیح خمسه به شیوۀ اروپایی، هم‌سو با نقادی ادبی در مجلۀ ارمغان و پیوند با مقوله‌هایی چون &amp;amp;laquo;آگاهی اسطوره‌ای شاعری در لباس نقادان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کیفیّت متن خمسه و وضع مغشوش نسخ آن&amp;amp;raquo; و&amp;amp;raquo; تلاقی دو روش علمی‌-اروپایی از متن با سنت بومی تصحیح در ایران&amp;amp;raquo; انجام پذیرفته است. این مسئله چنان اثرگذار بود که ضرورت بومی‌سازی نقد و تصحیح متون را در تحقیقات ادبی، بر همگان آشکار ساخت چراکه وحید را به مداخلۀ ذوق فرهیخته در نسخ خطّی واداشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قرائت شاعرانه از اسفار اربعه (مبتنی بر غزلیات عرفانی)</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20910.html</link>
      <description>نظریۀ &amp;amp;laquo;اسفار اربعه&amp;amp;raquo; که به موضوع مهم حرکت و تغییر در سیر و سلوک عرفانی می‌پردازد علاوه بر برخی حکایات در شعر فارسی در اشعار و غزلیات فارسی نیز به صورت گسترده مورد توجه شاعران عارف بوده است. اسفار اربعه از دیدگاه حکمت و عرفان در چهار مرحله اتفاق می‌افتد: 1. ترک خلق(ظاهر) به سمت حق(باطن) 2. سیر در حق با حق 3. بازگشت به خلق با حق 4. سیر در خلق با حق. شاعران عارف این چهار سفر را در اشعار تغزلی خود و با زبان شعر بدین صورت به تصویر کشیده‌اند: 1. ترک ایمان(دین/زهد)، علم و عقل(به عنوان سه مظهر اصلی ظاهربینی و ظاهرپرستی) 2. درک کفر(نشانۀ عشق و باطن‌بینی) 3. درک قلندری و رندی 4. درک رسالت و ولایت. این مراحل یا وادیهای سفر با زبان رمز و استعاره و تمثیل(مانند مسجد، میخانه، خرقه، باده، محراب و ابرو...) بیان شده‌اند به طوری که خوانندگان این اشعار ممکن است در فهم و تفهیم آنها دچار سوءبرداشت شوند و از معانی رمزی و استعاری آنها غافل گردند. مطالعۀ تطبیقی میان مباحث معرفتی و اشعار تغزلی و نیز پژوهش در زمینۀ رمزگشایی از تعابیر و اصطلاحات عرفانی می‌تواند فصلی نو در مباحث ادبی و عرفانی برگشاید و اشعار تغزلی را در سطوح معرفتی و الهی ارجمندتر سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصحیح عباراتی از نفثة‌المصدور با نگاهی انتقادی به تصحیح یزدگردی</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20776.html</link>
      <description>امیرحسن یزدگردی با اتکا به چهار نسخۀ خطی متأخر، نخستین تصحیح انتقادی نفثة‌المصدور را فراهم آورد. با این‌همه، بررسی تطبیقی نسخ یادشده با متن تصحیحی او نشان می‌دهد که کاستی‌هایی در ضبط لغات و ثبت اختلافات نسخ راه یافته‌است. این پژوهش با بهره‌گیری از نسخۀ کتابخانۀ دانشگاه تهران (که یزدگردی مستقیماً بدان دسترسی نداشته) و تحلیل تأثیر تصحیحات قیاسی مجتبی مینوی، این لغزش‌ها را در سه محور اصلی بررسی می‌کند: ۱) ضبط‌های بی‌پشتوانه، ۲) ثبت نادرست اختلاف نسخ، ۳) غفلت از ثبت اختلافات نسخ. نتایج نشان می‌دهد که صورت صحیح برخی عبارات، متفاوت از ضبط یزدگردی است؛ از جمله: &amp;amp;laquo;بأسِ این پادشاه &amp;amp;larr; بأس پادشاه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سلطان ألَیسَ &amp;amp;larr; شیطانِ ألیس&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;جان و جهان &amp;amp;larr; جانِ جهان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;لا یَحْصدْ &amp;amp;larr; لم یحصد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پای‌برجای &amp;amp;larr; پابرجا&amp;amp;raquo;. در این مقاله، ضمن نقد این موارد، صورت درست عبارات همراه با شواهد نسخه‌های خطی ارائه شده‌است.. . . . . .</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی و تحلیل رمان «این خیابان سرعت‌گیر ندارد»، بر اساس نظریۀ شخصیت جورج لوکاچ</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20958.html</link>
      <description>مریم جهانی، نویسنده‌ای است که در دو دهۀ اخیر، کار داستان‌نویسی را آغاز کرده است. او در نخستین رمان خود &amp;amp;laquo;این خیابان سرعت‌گیر ندارد&amp;amp;raquo; نشان داده نویسنده‌ای با رویکرد اجتماعی و جامعه‌شناختی است و به واقعیت‌های زندگی روزمره و مناسبات موجود در جامعه توجه دارد. این رمان، روایتی واقع‌گرایانه دارد که محور آن، عموماً زنان و مشکلات و مصائب خاص جامعۀ زنان است. دراین‌پژوهش که مبانی و چارچوب نظری آن، آرای جورج لوکاچ، متفکر و نظریه‌پرداز مجاری است، تلاش شده رمان &amp;amp;laquo;این خیابان سرعت‌گیر ندارد&amp;amp;raquo; از منظر شخصیت‌شناسی واکاوی شود و ابعاد ناسازگاری شخصیت اصلی رمان با جهان پیرامون و موانع و محدویت‌های پیش روی، کشف و تبیین گردد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد شخصیت محوری و راوی رمان که چالش اصلی او درگیری و مبارزه با باورهای سنتی و مناسبات اجتماعی ناسازگار است؛ هم‌چنین روندی از تلاش را برای تغییر زندگی خویش و حتی تغییر در باورهای حاکم بر جامعۀ خود، آغاز کرده و به سرانجام می‌رساند، از جهاتی با آرای لوکاچ در بارۀ شخصیت رمان نزدیکی و همانندی دارد. زیرا نویسنده او را انسانی دارای حواشی، مسئله، محدویت و ممنوعیت در زندگی نشان داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روح کارناوالی و ماهیت ضدهنجاری شعر قلندری</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20886.html</link>
      <description>قلندریات در ادبیات فارسی عموماً نوعی شعر سمبلیک تلقی می‌شود که با بهره‌گیری از تمثیل‌ها، نمادها و استعاره‌های عرفانی، تجربه‌ها و احساسات معنوی شاعران این نوع شعر را بازتاب می‌دهد. با این حال، این گونه شعر را می‌توان به لحاظ ساختاری نوع ادبی منحصر به فردی دانست که از طریق نقد هنجارها و قراردادهای ادبی و اجتماعی رایج، و به چالش کشیدن آن‌ها، به عنوان یک ضدژانر نیرومند در برابر گونه‌های شعری دیگر عمل می‌کند. این پژوهش بدون آن که بخواهد تصاویر شاعرانه پویا در این نوع شعر را صرفاً به کهن‌الگوها و نمادهای از پیش تعیین‌شده صوفیانه فرو بکاهد، با در نظر گرفتن ارتباط بین‌ژانری قلندریات با برخی از ژانرهای هنجاری غالب، به بررسی ساختار شعری منحصر به فرد آن می‌پردازد. نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که تعامل شعر قلندری با گونه‌هایی مانند مدح، فخر و وعظ، منجر به ظهور نوع جدیدی از شعر می‌شود که در آن پدیده‌ها و عناصر نامتعارف با ماهیت ضدهنجاری، فضاهایی را به نمایش می‌گذارند که همانند &amp;amp;laquo;کارناوال&amp;amp;raquo; میخائیل باختین همه ارزش‌ها، هنجارها و سلسله‌مراتب اجتماعی در آن وارونه می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فانتزی یونانی در متون ایرانی: بررسی بن‌مایة موران طلاکاو و آدمک‌های ستیزه‌جو</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20979.html</link>
      <description>با مطالعة متون کهن ادبی، بن‌مایه‌هایی به نظر می‌رسد که نشان آن‌ها را در متون علمی قدیم نیز می‌یابیم؛ بن‌مایه‌هایی خیالی و آشنا که به اشکال گوناگون در گذر قرون تکرار و تثبیت شده‌اند، تا به امروز که به عنوان فانتزی شناخته می‌شوند؛ در بعضی منظومه‌های حماسی مانند گرشاسپ‌نامه، کوش نامه و شهریارنامه، قهرمان به وادی موران عظیم‌الجثه و درنده می‌رسد و با آنان می‌ستیزد؛ این موران ساکنان زمین زر بودند؛ سرزمینی که با توجّه به توصیف اسکندرنامه (و روایت اسکندر در داراب‌نامه) و منظومه‌های حماسی کهن، رستنگاه زر بوده است. بن‌مایة دیگر، آدمک‌های افریقایی است که در عجایب‌نامه‌های کهن در حال ستیز با کلنگ‌ها یاد شده‌اند و پیشینة ادبی آن تا ایلیاد هومر می‌رسد. وجه‌شبه این دو بن‌مایه را می‌توان اغراق در توصیف جثّه دانست که بدینگونه با فانتزی پیوند می‌گیرد. پژوهش حاضر، با مداقّه در متون ادبی (به‌ویژه متون پهلوانی) و علمی کهن، ابتدا به بررسی دو بن‌مایة مذکور در منظومة فکری ایرانی می‌پردازد و سپس پیشینة این حضور را در متون یونان و روم باستان بازمی‌جوید و نشان می‌دهد که آن‌چه در متون کهن ایرانی-اسلامی ذکر شده، سرچشمة باختری دارد و با توجّه به پژوهش‌های اخیر، مایه&amp;amp;lrm;‌ور از حقیقت است و در گذر زمان، با ترجمه و دادوستدهای فرهنگی به متون ایرانی منتقل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معرفی شمسی بغدادی و متن‌شناسی مثنوی منظرالابرار او</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20777.html</link>
      <description>مقالۀ حاضر ضمن معرّفی و بررسی نسخۀ منحصربه‌فرد منظومۀ منظرالابرار، به شرح احوال سرایندۀ آن، شمسی بغدادی، می‌پردازد. شمسی بغدادی از شاعران پارسی‌سرای سدۀ 10ق (زنده در 975ق) در آسیای صغیر است که اطّلاعت زیادی از او در دست نیست. هرچند ارباب تذکره، اصل وی را از بغداد دانسته‌اند، امّا قراین نشان می‌دهد که تبار عجمی داشته‌است. در بغداد به شغل کفش‌دوزی می‌گذرانده و سال‌ها با ریاضت‌کشی می‌زیسته‌است. هواخواه اهل بیت و پای‌بند شَعایر اسلامی بوده و نسبت به مذهب تشیّع، تعصّب می‌ورزیده‌است. خاندان او همه اهل دانش و فضل و شعر بودند و فرزندش، عهدی بغدادی، از شاعران و تذکره‌نویسان مشهور سدۀ 10و آغاز سدۀ 11ق (د: 1002ق) و مؤلّف تذکرۀ گلشن شعرا است. شمسی در سرودن غزل، قصیده و مثنوی تسلّط داشت و علاوه بر اشعار پراکنده‌ای که از او باقی مانده، منظومۀ منظرالابرارِ او نیز در دست است که به تتبّع مخزن‌الاسرار نظامی گنجه‌ای سروده&amp;amp;nbsp; و به سلطان ‌سلیمان (900- 974ق) اتحاف کرده‌است. این مثنوی، تنها نظیرۀ فارسی مخزن‌الاسرار در جغرافیای آناتولی و آسیای صغیر به‌شمار می‌رود. این مقاله به شیوۀ تحلیلی-توصیفی، و با استناد به منابع ادبی، تاریخی و شواهد درون‌متنی نوشته شده‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جلوه های فرامن دردیوان سنایی</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21222.html</link>
      <description>عرفان شیوه رسیدن به خدا را درگرو رهایی از من تجربی و تن مادی می داند. این رهایی از من تجربی زمینه را برای پیوستن به من روحانی که همان فرامن است فراهم می سازد.فرامن در حقیقت حضور من معنوی و الهی و متعالی هرکسی در مقام بندگی و فرشتگی است که سنایی با ترک تمام حجاب های مادی با آن دیدار می کند .او این راه را با عشق آغاز می کند و درطلب آن من برتر برمی آید. وبرای رسیدن بدان جنبه معنوی گامی فراتر از رهیدن جسم و حتی جان برمی دارد؛ سکونت در هر دو منزل را جایز نمی شمارد؛ اسیر دونی جسم و والایی جان نمی شود. دردیوان این شوریده غزنه این جنبه آسمانی انسان با ویژگی هایی چون :عشق ،فنای فی الله، بقای بالله، رضا،غیرت،خراباتی و...حضور دارد و با تعابیری از قبیل سلطان سلطانان،پادشاه اکبر ،پاکان،خاموش گویا،بیدلان و... از آن یاد می گردد. با توجه به این که عبور ازمن تجربی در گرو تحول و انقلاب روحانی و درونی ممکن است.انقلاب روحانی این شاعر بزرگ، خط سیری در شعرش به جا گذاشته است که ضرورت تحقیق و بررسی در شناخت این زمینه را مهم تلقی می کند.هرچند پژوهش هایی درشعر سنایی به طور اجمال در موضوع تفرد وتفسیرموردی صورت گرفته است. در این مقاله به طور مفصل، جلوه های فرامن به شیوه تحلیلی –توصیفی در دیوان سنایی با تعابیر ، بازتاب ها و ویژگی های آن تبیین می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناخت و تحلیل انواع اتوپیا در منظومه‌ها و رمان‌های فارسی</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20984.html</link>
      <description>مقالۀ حاضر به شناسایی و تحلیل انواع اتوپیا در ادب فارسی می&amp;amp;lrm;پردازد و تلاش دارد تا این مفهوم را در قالب متون نظم و نثر فارسی تبیین کند. اتوپیا به&amp;amp;lrm;عنوان جهانی ایده&amp;amp;lrm;آل و بی&amp;amp;lrm;نقص، ابتدا در متون فلسفی و سپس در متون ادبی ظهور یافت و در زبان فارسی به شکلی گسترده و در قالب&amp;amp;lrm;های مختلف طرح و ترسیم شده&amp;amp;lrm;است. شاعران و نویسندگان هریک با توجه به زمینه&amp;amp;lrm;های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی خاص خود، به تصویر و تبیین انواع اتوپیا پرداخته&amp;amp;lrm;اند. این پژوهش در حیطۀ گونه&amp;amp;lrm;شناسی ادبیات است و به روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی و با استفاده از منابع کتابخانه&amp;amp;lrm;ای به طبقه&amp;amp;lrm;بندی و تحلیل گونه&amp;amp;lrm;های اتوپیا در ادبیات فارسی پرداخته&amp;amp;lrm;است. همچنین مقاله به تطبیق ویژگی&amp;amp;lrm;های مشترک و تفاوت&amp;amp;lrm;های این ژانر در آثار کلاسیک فارسی چون شاهنامه، اسکندرنامه و خردنامه اسکندری و نیز رمان&amp;amp;lrm;های فارسی عصر مشروطه و پس از آن پرداخته&amp;amp;lrm;است و در تحلیل موضوع، آثاری بررسی شده که در آن&amp;amp;lrm;ها طرحی کلی از یک جامعۀ اتوپیایی ارائه می&amp;amp;lrm;شود. مسئلۀ اصلی پژوهش تحلیل اتوپیاهای فارسی و دسته&amp;amp;lrm;بندی آن&amp;amp;lrm;ها براساس ویژگی&amp;amp;lrm;ها و هدف غایی آن آثار است&amp;amp;lrm; و نتایج تحقیق نشان می&amp;amp;lrm;دهد که در متون نظم و نثر فارسی، انواع مختلفی از اتوپیا (آرمان‌شهر) وجود دارد و نویسندگان از این مفهوم هم برای بازنمایی آرزوهای جمعی و فردی و هم برای نقد وضعیت اجتماعی و سیاسی زمانۀ خود، استفاده کرده&amp;amp;lrm;اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعۀ روایت شناختی زمان در عقل سرخ براساس آرای ژرار ژنت</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21237.html</link>
      <description>عقل سرخ سهروردی از نظر قالب و ساختار روایی و منظر ارسطویی حاوی عناصری دراماتیک است. ارزش مفهومی و معنایی و حکمت نهفته در اثر، ارزش اجرای نمایشی آن را دوچندان می&amp;amp;rlm;کند. این رساله سیر و سلوکی را ترسیم می&amp;amp;lrm;کند که فرد را برای کشفِ فردیت خویش و شناخت هستی، به&amp;amp;lrm;سوی حقیقتی رهنمون می&amp;amp;rlm;کند که روزگاری ظلمت بر آن پرده افکنده بوده&amp;amp;lrm;است. عناصری چون طرح و ستیز، شخصیت (Character)، گفتگو (Dialogue) و زمان نمایشی در این اثر، با علم به جهان&amp;amp;rlm;بینی شرقی آن، قابل&amp;amp;lrm;طرح و ارزیابی است. زمان در روایت از منظر ژنت از مؤلفه&amp;amp;lrm;هایی است که از طریق به&amp;amp;lrm;کارگیری تحلیلی آن می&amp;amp;lrm;توان چگونگی روایت یک نویسنده و پیشبرد طرح داستانی&amp;amp;lrm;اش را بررسی کرد. زمانمند بودن عقل سرخ به شکلی چشمگیر تأثیر عمیقی در نوع نگارش آن داشته&amp;amp;lrm;است. تکنیک&amp;amp;lrm;های روایت گذشته&amp;amp;lrm;نگر و آینده&amp;amp;lrm;نگر در ایجاد تعلیق و پیشبرد داستان و برای انتقال پیام نویسنده نقشی اساسی ایفا می&amp;amp;lrm;کنند. بسامد مفرد و مکرر و از سوی دیگر وجود شتاب منفی در اثر و نظم حاکم بر آن و تمام مؤلفه&amp;amp;lrm;های نظریۀ ژنت از جمله کانونی&amp;amp;lrm;سازی نیز در عقل سرخ قابل&amp;amp;lrm;بررسی&amp;amp;lrm; است. روش تحقیق کیفی پیش رو از نوع توصیفی&amp;amp;lrm;تحلیلی است و شیوۀ تجزیه&amp;amp;lrm;وتحلیل داده&amp;amp;lrm;ها در چارچوب مطالعات کتابخانه&amp;amp;lrm;ای، از نوع استنتاجی و تحلیل محتوا در بستر رویکرد نظری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حس‎ آمیزی به‎ مثابه استعاره مفهومی: بررسی الگوی حس ‎آمیزی در شعر سهراب سپهری</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20772.html</link>
      <description>مقاله حاضر نگاهی به پدیده حس&amp;amp;lrm;آمیزی از دیدگاه نظریه استعاره مفهومی است و به تحلیل حس&amp;amp;lrm;آمیزی&amp;amp;lrm;های موجود در شعر سهراب سپهری پرداخته&amp;amp;lrm;است. بعضی از پژوهشگران علوم شناختی، با پیش چشم داشتن سلسله&amp;amp;lrm;مراتب حواس اولمان، حس&amp;amp;lrm;آمیزی را گونه&amp;amp;lrm;ای از استعاره مفهومی دانسته&amp;amp;lrm;اند؛ همچنان&amp;amp;lrm;که در ساخت استعاره مفهومی، یک حوزۀ مفهومی عینی بر یک حوزۀ مفهومی انتزاعی افکنده می&amp;amp;lrm;شود تا آن را روشن سازد، در حس&amp;amp;lrm;آمیزی نیز عناصر مربوط به حواس ضعیف&amp;amp;lrm;تر به حیطه حواس قوی&amp;amp;lrm;تر برده می&amp;amp;lrm;&amp;amp;lrm;شوند تا موجب درک بهتری از مفهوم شوند. این مقاله با روش توصیفی&amp;amp;lrm;تحلیلی کوشیده&amp;amp;lrm;است از منظر متفاوتی به صنعت پرتکرار حس&amp;amp;lrm;آمیزی در شعر سپهری نگاه کند و جسمانیت مستتر در ظاهر انتزاعی آثار او را نشان دهد. نتیجۀ حاصل از بررسی حدود 100 نمونه در اشعار سپهری، نشان می&amp;amp;lrm;دهد که تقریباً تمام حس&amp;amp;lrm;آمیزی&amp;amp;lrm;های موجود در شعر او، استعاره&amp;amp;lrm;هایی مفهومی هستند که از سلسله&amp;amp;lrm;مراتب حواس اولمان تبعیت می&amp;amp;lrm;کنند. به عبارت دیگر، سپهری همواره در حس&amp;amp;lrm;آمیزی&amp;amp;lrm;هایش مفهوم انتزاعی را به عینیت و تجسم نزدیک کرده&amp;amp;lrm;است. این نکته نمایانگر آن است که شعر او برخلاف ظاهر انتزاعی، باطنی جسمیت&amp;amp;lrm;یافته و کاملاً زمینی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>«داستان را» در شاهنامه و مترادفات آن در متون فارسی دری</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21242.html</link>
      <description>شاهنامه حاوی کلمات، تعابیر و ساخت&amp;amp;shy;های تک&amp;amp;shy;آمدی است که دریافت و تحلیل آن‌ها عموماً آسان نیست و پژوهشگران را به‌سوی حدس و گمان، و گاه تخیّل و ذوق&amp;amp;shy;ورزی، و نتیجتاً خوانش&amp;amp;shy;های متفاوت و ضدّ و نقیض سوق داده‌است. یکی از این تک&amp;amp;shy;آمدها در شاهنامه، عبارت &amp;amp;laquo;داستان را&amp;amp;raquo; است که تاکنون همگان معنای &amp;amp;laquo;مثلاً، برای نمونه، از سر کنایه&amp;amp;raquo; از آن برداشت کرده&amp;amp;shy;اند. شواهد موجود از این ساخت در شاهنامه، در کنار تعبیرات و ساختارهای دیگر در این اثر و سایر متون فارسی، همچون &amp;amp;laquo;خود&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;همه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فی&amp;amp;shy;المثل&amp;amp;raquo; حاکی از معنایی متفاوت هستند که تاکنون هیچ&amp;amp;shy;یک از فرهنگ&amp;amp;shy;ها بدان عنایتی نداشته&amp;amp;shy;اند. این معنا &amp;amp;laquo;حتّی&amp;amp;raquo; است که در متون متقدّم زبان فارسی، لفظ آن بسیار نادر و شاذّ کاربرد داشته و به‌جای آن از همین کلمات و تعبیراتی که در بالا آمدند، استفاده شده‌است. در این نوشتار، با ارائۀ نمونه&amp;amp;shy;هایی از شاهنامه و متون فارسی تا قرن هشتم هجری قمری نشان داده خواهد شد که این کلمات و ساختار&amp;amp;shy;ها در کنار معانی اصلی و پرکاربردتر خود، در بیان معنای &amp;amp;laquo;حتّی&amp;amp;raquo; نیز به کار رفته&amp;amp;shy;اند. ازآنجاکه معانی شناخته&amp;amp;shy;شدۀ واژۀ &amp;amp;laquo;داستان&amp;amp;raquo; و کاربردهای حرف اضافۀ &amp;amp;laquo;را&amp;amp;raquo; در زبان فارسی و پیشینۀ آن، تأثیری در دریافت صحیح &amp;amp;laquo;داستان را&amp;amp;raquo; در شاهنامه ندارد، همچنان این پرسش بی&amp;amp;shy;پاسخ می&amp;amp;shy;ماند که آیا &amp;amp;laquo;داستان&amp;amp;shy; را&amp;amp;raquo; در معنای &amp;amp;laquo;حتّی&amp;amp;raquo; برساختۀ فردوسی است یا حاصل تحوّل طبییعی معنایی این ساختار است که به فردوسی رسیده‌است؟</description>
    </item>
    <item>
      <title>ذهنیت و رویکرد تراژیک در شعر فریدون توللی</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_20735.html</link>
      <description>فریدون توللی از نخستین شاعران نوپرداز بعد از نیماست که توانسته در جایگاه شاعری صاحب سبک قرار گیرد و هدایت‌گری یک جریان شعری را عهده‌دار شود؛ جریانی که توللی هدایت‌گر آن بوده، تحت تأثیر منظومۀ &amp;amp;laquo;افسانۀ&amp;amp;raquo; نیمایوشیج تکوین یافته و آن، گونه‌ای شعر تغزلی با مایه‌های رمانتیک است که پس از توللی مورد توجه و پیروی طیفی از شاعران معاصر قرار گرفت. شعر توللی افزون بر شاخصه‌های تغزلی و رمانتیک، واجد قابلیتی تراژیک نیز هست. این امر، نتیجۀ ذهنیت تراژیک توللی و تا حدی برآیند تمایل وی به رمانتیسم سیاه تواند بود؛ زیرا میان مولفه‌های رمانتیسم، خصوصاً رمانتیسم سیاه و تراژدی نسبت‌ و قرابت‌هایی وجود دارد. در این پژوهش، با بهره‌گیری از شیوۀ توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی، ضمن پرداختن به پیوندهای شعر توللی با تراژدی، ابعاد ذهنیتِ تراژیک و چگونگی نمود برخی مولفه‌های تراژدی در شعر توللی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که جنبه‌هایی از شعر توللی با وجوه تراژیک درآمیخته است؛ زیرا او در مواردی خود را در جایگاه یک قهرمان تراژدی قرار داده است؛ قهرمانی که در متن مناسبات عشقی، در موقعیت یک انسان مستأصل و ناکام قرار گرفته و از سر ناگزیری تن به تسلیم و پذیرش شکست در برابر شرایط و احوال اجتناب‌ناپذیر داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معرفی و ارزیابی سروده‎ها و نویسش‎های تازۀ ده‎نامۀ ویس و رامین در سفینۀ تبریز</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21299.html</link>
      <description>از منظومۀ عاشقانۀ کهن ویس و رامین اثر فخرالدین اسعد گرگانی متعلّق به سدۀ پنجم قمری دست&amp;amp;lrm;نویس&amp;amp;lrm;های کمی موجود است. این اثر تاکنون پنج بار چاپ شده‌است که مهم&amp;amp;lrm;ترین آن&amp;amp;lrm;ها تصحیح علمی و انتقادی پژوهشگران گرجستانی تودوا و گواخارایا است. این تصحیح با یازده دست&amp;amp;lrm;نویس کامل و گزیده صورت پذیرفته که تاریخ تحریر هیچ&amp;amp;lrm;یک از آن&amp;amp;lrm;ها کمتر از سدۀ نهم قمری نیست، بنابراین یافتن و بررسی کردن هرگونه نشانه&amp;amp;lrm;ای از ویس و رامین متعلّق به پیش از این سده، بسیار مغتنم است و می&amp;amp;lrm;تواند به جامعۀ ادبی در شناسایی و ویرایش بهتر این اثر فاخر و پراهمیّت کهن، یاری&amp;amp;lrm;رسان باشد. یکی از منابعی که تاکنون در تصحیح این اثر مورداستفادۀ مصححان نبوده، دست&amp;amp;lrm;نویس سفینۀ تبریز (723ق) است. در این دست&amp;amp;lrm;نویس 730 بیت از بخش دَه&amp;amp;lrm;نامۀ ویس و رامین، به&amp;amp;lrm;کتابت ابوالمجد تبریزی آمده‌است. نگارندگان در جستار پیشِ رو، با پیش چشم داشتن اهمیت ویژۀ زبانی و تاریخیِ منظومۀ ویس و رامین و تقدّم دست&amp;amp;lrm;نویس سفینۀ تبریز بر دیگر دست&amp;amp;lrm;نویس&amp;amp;lrm;های موردبررسی مصححان این منظومه، بنا دارند در گام نخست به معرفی شش سرودۀ تازه در این منظومه بپردازند، سپس تمامی نویسش&amp;amp;lrm;&amp;amp;lrm;های تازه از 182 بیت را گزارش کنند و پس از آن، ده بیت را براساس نویسش&amp;amp;lrm;های تازه، تصحیح نمایند. امید می&amp;amp;lrm;رود این کار در به دست دادنِ متنی منقّح از این منظومۀ کهن یاری رسانَد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی بر بیت‌هایی از منطق‌الطیر عطار</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21302.html</link>
      <description>منطق الطیر عطار یکی از مهم‌ترین آثار عرفانی ادب فارسی است. وجود نسخه&amp;amp;lrm;های خطی متعدد، تصحیح چندبارۀ&amp;amp;lrm; این کتاب و ترجمۀ&amp;amp;lrm; آن به زبان&amp;amp;lrm;های مختلف، نشان از همین اهمیت ویژه دارد. دو تصحیح اخیر منطق&amp;amp;lrm;الطیر یکی به دست توانای استاد شفیعی کدکنی که با تعلیقات مفصل همراه است و دیگر تصحیح استادان عابدی و پورنامداریان و توضیحات آن‌ها بر ابیات، بسیاری از ابهام&amp;amp;lrm;ها و دشواری&amp;amp;lrm;های کتاب را برطرف کرده‌است. با وجود تعلیقات ارزشمند این دو کتاب و نیز برخی پژوهش&amp;amp;lrm;های دیگری که به رفع دشواری&amp;amp;lrm;های بیت&amp;amp;lrm;های منطق&amp;amp;lrm;الطیر پرداخته&amp;amp;lrm;اند، معنای ارائه&amp;amp;lrm;شده برای برخی بیت&amp;amp;lrm;ها چندان قانع&amp;amp;lrm;کننده نیست و به نظر می&amp;amp;lrm;رسد هنوز جای بحث در بارۀ&amp;amp;lrm; آن‌ها باقی است. در مقالۀ&amp;amp;lrm; پیش رو، تعدادی از این بیت&amp;amp;lrm;ها که به گمان نویسندگان نیازمند تدقیق بیشتر است، بازنگری و مورد نقد و بررسی قرار گرفته‌است. بر این اساس کوشش شده‌است ابتدا نادرستی یا نارسایی توضیحات این بیت&amp;amp;lrm;ها تبیین شود و سپس به کمک شواهدی از خود عطار و نیز دیگر متون ادب فارسی، معنای دقیق&amp;amp;lrm;تری برای آن‌ها ارائه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی شرح اصطلاحات تصوف صادق گوهرین</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21304.html</link>
      <description>اصطلاح‌نامه‌ها عمدتاً به‌عنوان منابع استنادی به کار می‌روند و خود کمتر موضوع نقد و بررسی قرار می‌گیرند. بررسی این آثار زمینۀ اصلاح روش‌شناسی فرهنگ‌نویسی و بهبود کیفیت آثار بعدی را فراهم می‌سازد. این پژوهش با رویکردی تحلیلی، انتقادی و توصیفی، به بررسی شرح اصطلاحات تصوف صادق گوهرین می‌پردازد. هدف تحلیل محتوای کتاب ازنظر نظام ارجاعات، تعاریف و شواهد شعری، همچنین بررسی ساختار صوری مدخل‌گزینی، آوانگاری و مشکلات ویرایشی اثر بر پایۀ داده‌های کمّی و کیفی است. در این راستا، بیش از هزار مدخل از ده جلد اصطلاح‌نامه همراه با آمار دقیق بررسی شد. یافته‌ها بیانگر دقت در استنادات و بهره‌‌گیری از منابع متعدد در حوزه‌های مختلف علوم است. بااین‌حال، فقدان فهرست منابع، ارجاعات ناقص، منابع مبهم و خطاهای تایپی در عناوین مشهود است. علی‌رغم کاهش مدخل‌های غیرمرتبط، همچنان تکرار، ترتیب نامنسجم و مدخل‌سازی غیرضروری در بخش مدخل‌ها دیده می‌شود. تعاریفْ مبسوط و دارای شواهد متعدد و نقل‌محورند اما گاهی فاقد تعریف عرفانی، دیریاب، مبهم و بدون مرزبندی میان اصطلاح و غیراصطلاح‌اند. شواهدِ مبسوطِ شعری بیشتر متکی بر مولانا و فاقد تنوع است. وجود برخی ناهماهنگی‌ها در نظام آوانگاری و نکات ویرایشی نیز دیده می‌شود. بنابراین اصطلاح‌نامه گوهرین با وجود مزیت‌های فراوان، در برخی موارد نیازمند بازنگری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مجموعه اشعار شماره 587 دانشگاه استانبول (استنساخی از اشعار فارسی روضة‌الناظر و نزهة‌الخاطر در زمان حیات مؤلف)</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21306.html</link>
      <description>نگ شعری شمارۀ FY587، محفوظ در&amp;amp;nbsp;کتابخانۀ دانشگاه استانبول، گزیده‌ای از اشعار فارسیِ اثر عبدالعزیز کاشی، با عنوان&amp;amp;nbsp;روضة‌الناظر و نزهة‌الخاطر تشخیص داده شد. بررسی دقیق محتوای این جنگ، صحت این انتساب را تأیید می‌کند. اگرچه این نسخه در مواردی همچون&amp;amp;nbsp;تعداد ابیات&amp;amp;nbsp;و&amp;amp;nbsp;انتساب برخی اشعار، با نسخۀ اصلی روضة‌الناظر اختلاف دارد، اما&amp;amp;nbsp;اساس و ساختار آن کاملاً بر این کتاب استوار است، تا آنجا که&amp;amp;nbsp;فصل‌بندی و باب‌بندی‌های آن عیناً با اثر مذکور مطابقت دارد. برای این جُنگ،&amp;amp;nbsp;تاریخ کتابت مشخصی (ترقیمه) ثبت نشده، اما ازآنجاکه در&amp;amp;nbsp;دوران حیات مؤلف&amp;amp;nbsp;استنساخ شده، می‌توان تاریخ تقریبی آن را به&amp;amp;nbsp;نیمۀ نخست سدۀ هشتم هجری&amp;amp;nbsp;نسبت داد. ویژگی‌های رسم‌الخط&amp;amp;nbsp;نسخه نیز این تاریخ‌گذاری را تأیید می‌کند. در این جُنگ، اشعار ۱۰۴ شاعر گردآوری شده که&amp;amp;nbsp;بیشترین تعداد ابیات&amp;amp;nbsp;به&amp;amp;nbsp;سعدی، کمال‌الدین اسماعیل، سنایی غزنوی و عبدالعزیز کاشی (مؤلف)&amp;amp;nbsp;اختصاص یافته‌است. پژوهش حاضر با&amp;amp;nbsp;روش توصیفی- تحلیلی&amp;amp;nbsp;به بررسی کامل این جنگ و مطابقت آن با &amp;amp;laquo;روضة‌الناظر و نزهة‌الخاطر&amp;amp;raquo; می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی به زادسال صبا و تکوین منظومه‌های حماسی وی</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21318.html</link>
      <description>فتحعلی‌خان صبای کاشانی پیشگام شاعران درباری قاجار است و میراث وی، گذشته از مدایح، در دو منظومۀ حماسی مفصل تبلور یافته است: شاهنشاهنامه و خداوندنامه که جایگاهی خاص در میان منظومه‌های قاجاری دارند. با این‌همه، آنچه شناخت دقیق صبا را دشوار کرده اختلاف‌نظر در زمان ولادت وی و تاریخ سرایش دو منظومه است؛ موضوعی که همچنان در پژوهش‌های ادبی و تاریخی نا‌گشوده مانده است. از این‌رو، مطالعه در این باب اهمیت و ضرورت می‌یابد؛ زیرا گذشته از تعیین زادسال و سرایش منظومه‌ها، روند تکوین آثار را پیش چشم می‌نهد. همچنین می‌تواند از تک‌ساحتی بودن مطالعات پیشین-که تنها به اشعار یا تذکره‌ها بسنده کرده‌اند- فراتر رود و افق‌های تازه‌ای بگشاید. جستار پیشِ‌رو بر پایۀ روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و برای گردآوری داده‌ها شیوۀ کتابخانه‌ای به کار رفته است. سپس شواهد گردآوری‌شده در چارچوبی تطبیقی ارزیابی شده؛ چنان‌که می‌توان گفت این پژوهش با رویکردی تلفیقی انجام یافته است. با سنجش شواهد متن‌شناختی، روایت‌های معاصران و تذکره‌نویسان به‌عنوان شواهد بیرونی، قراین نسخه‌شناختی همراه با حوادث سیاسی و نظامی زمانه برآوردی دقیق‌تر از سال تولد صبا و حدود زمانی سرایش منظومه‌ها دستیاب شده و در کنار آن، فرضیۀ ویرایش و بازآرایی شاهنشاهنامه و ناتمام ماندن خداوندنامه مطرح شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خسرو و شیرین؛ روایتی داستانی براساس بُن‌مایۀ اسطوره‌ای همسریِ پریان با یلان</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21335.html</link>
      <description>منظومه خسرو و شیرین نظامی گنجوی با وجود ساختار تاریخی و تغزلی‌اش لایه‌های پنهان اسطوره‌ای را نیز در خود نهفته دارد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی ژرف‌ساخت اسطوره‌ای داستان خسرو و شیرین می‌پردازد و با استناد به هجده قرینه درون‌متنی فرضیه‌ای را مبنی بر برگرفته شدن این روایت از بُن‌مایه کهن همسریِ پری با یلان مطرح می‌سازد. در این چارچوب، شیرین به عنوان نمودی از پری در اسطوره‌ها تحلیل می‌شود و ویژگی‌هایی چون زیبایی فراطبیعی، افسون‌گری، پیوند با آب، پیکرگردانی، میل به باروری از پهلوانان و در اختیار داشتن گنجینه و خدمت‌کاران فراوان به او نسبت داده می‌شود. به همین نحو نشانه&amp;amp;lrm;هایی چون پیوند شیرین با شیر، اسب و قصرهای دورافتاده مؤید وجوه پری‌وار اوست. این تفسیرِ اسطوره‌ای، انسجامی درونی به عناصر داستان بخشیده و فهم عمیق‌تری از متن ارائه می‌دهد. مقاله پیشِ‌روی می‌کوشد تا این انگاره را مطرح کند که راز ماندگاری داستان خسرو و شیرین نه فقط در قدرت روایت نظامی بلکه در ارتباط ناخودآگاهِ آن با ساختارهای اسطوره‌ای نهفته در فرهنگ ایرانی است. این پژوهش همچنین به پرسش‌هایی درباره چگونگی تداوم بن‌مایه‌های اسطوره‌ای در ادبیاتِ قدیمِ فارسی پاسخ می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی در زبان ارجاعی شکوائیه‌ها با تکیه بر شکوائیه‌ای از راحه‌الصدور</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21530.html</link>
      <description>هنگام مواجهه با متن ادبی، آنچه مفروض تلقّی می‌شود و ارج و ارزش اصلی متن را تقویت می‌کند، شاخصه‌های ادبی آن است اما غنایی‌بودن، مبحثی محتوایی است و متن غنایی با توسل به شاخصه‌های زبان ادبی بر کیفیّت تأثیر خود می‌افزاید. با وجود این، متون غناییِ فاقد ویژگی‌های ادبی، کمابیش نادیده گرفته می‌شوند. در میان اقسام کلام غنایی، شکوائیه‌‌ بیشترین مقارنت را با واقعیّت طلب می‌کند و اساساً شکوائیه‌ای که موضوع آن شکایت از امری خیالی باشد، وجاهتی از منظر شکوائیه‌بودن برای مخاطب نخواهد داشت. این داوری در مورد شکوائیه‌های سیاسی از استواری بیشتری برخوردار است. بر این اساس، به نظر می‌رسد به منظور گشایش باب تحقیق در حوزۀ زبان غیرادبی متون غنایی و یا آنچه اصطلاحاً زبان ارجاعی خوانده می‌شود، شکوائیه‌پژوهی انتخاب مناسبی باشد. سؤال این است که در شکوائیه به عنوان یک نوع غنایی، زبان ارجاعی چه جایگاهی دارد؟ در این پژوهش، شکوائیه‌ای سیاسی از متن راحه‌الصدور راوندی برگزیده&amp;amp;nbsp; و کیفیّت نگاهداشت جنبۀ ارجاعی زبان این قطعه بررسی شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که قالب نثر در اتخاذ زبان ارجاعی برای شکایت، زمینۀ مساعدتری نسبت به شعر دارد لیکن به گمان ما اصل در پیشبرد این رویکرد، هویّت واقع‌گرایانۀ شکوائیه است. همین هویّت واقع‌گرایانه موجب شده است که راوندی، از عناصر بدیعی بلاغت چشم بپوشد و از عناصر بیانی، تنها به مواردی قلیل، و مهم‌تر از آن، کمرنگ و ناموثّر اکتفا کند و هرچه بیشتر بر دلالت مستقیم و یک‌به‌یک لفظ و معنی اهتمام داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بحران هویت و کلیشه‎های جنسیتی در دو رمان بامداد خمار و زنِ سرد بر پایۀ نظریۀ اریک اریکسون</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21541.html</link>
      <description>بحران هویت یکی از مسائل اساسی و پیچیدۀ روان&amp;amp;lrm;شناختی است که در فرایند رشد روانی-اجتماعی به‌ویژه در دورۀ نوجوانی اهمیت به&amp;amp;lrm;خصوصی دارد. نظریۀ هشت&amp;amp;lrm;مرحله&amp;amp;lrm;ای اریک اچ اریکسون، با تکیه بر تعامل ابعاد زیست&amp;amp;lrm;شناختی و اجتماعی، زمینه&amp;amp;lrm;ای نظری برای درک این بحران فراهم می&amp;amp;lrm;کند. این پژوهش به تحلیل بحران هویت در دو رمان برجستۀ بامداد خمار، نوشتۀ فتانه حاج&amp;amp;lrm;سیدجوادی و زنِ سرد از آنی اِرنو می&amp;amp;lrm;پردازد. آثاری که در دو بستر فرهنگی-تاریخی متفاوت روایت می&amp;amp;lrm;شوند و هر دو به بازنمایی چالش&amp;amp;lrm;های هویتی زنان در مواجهه با ساختارهای اجتماعی می&amp;amp;lrm;پردازند. یافته&amp;amp;lrm;ها نشان می&amp;amp;lrm;دهد شخصیت&amp;amp;lrm;های هر دو رمان مزبور در مرحلۀ پنجم نظریۀ اریکسون، &amp;amp;laquo;هویت در برابر سردرگمی نقش&amp;amp;raquo; قرار دارند و در مسیر شکل&amp;amp;lrm;گیری هویت خود با تعارض&amp;amp;lrm;های درونی و بیرونی متعددی روبه&amp;amp;lrm;رو هستند. این مطالعه بر اهمیت نقش خانواده، جامعه و فرهنگ در فرایند هویت&amp;amp;lrm;یابی تأکید کرده و نشان می&amp;amp;lrm;دهد چگونه ادبیات می&amp;amp;lrm;تواند آینه&amp;amp;lrm;ای از بحران&amp;amp;lrm;های روانی و اجتماعی فرد و جامعه باشد. نتایج این پژوهش می&amp;amp;lrm;تواند به درک بهتر پویایی هویت فردی و اجتماعی در زیست&amp;amp;lrm;بوم&amp;amp;lrm;های متفاوت فرهنگی کمک کند و بستر مناسبی برای مطالعات بین&amp;amp;lrm;رشته&amp;amp;lrm;ای آینده فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اوزان شعری در دیوان شهریار</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21542.html</link>
      <description>در نظر ادیبان کلاسیک، وزن وجه ممیزۀ شعر از نثر بود. شهریار در مصاحبه‌های خویش نشان داده که چنین نظرگاهی دربارۀ شعر را پذیرفته و کلام بدون وزن را شعر به شمار نمی‌آورد. ما در این مقاله برآنیم تا به سه پرسش اصلی دربارۀ وزن شعر شهریار پاسخ دهیم. نخست اینکه بسامد استفاده از اوزان در کلیت دیوان و سپس در تک‌تک ژانرها چگونه است؟ پاسخ به این پرسش گستردگی دایرۀ اوزان را در دیوان او نشان می‌دهد. سوای شعرهای آزاد شهریار، که از دایرۀ بررسی ما بیرون است، او از سی و هشت وزن عروضی استفاده کرده است. بیشترین این اوزان در غزلیات و کمترین آن‌ها در مثنوی‌هاست. پرسش دوم این است که تنوع اوزان در هرکدام از ژانرها چگونه است؟ شهریار در هرکدام از ژانرها بنا بر اقتضائات ژانریک، از برخی اوزان بیشتر و از برخی دیگر کمتر استفاده کرده‌است. ما وضعیت کاربست اوزان را در هر ژانر جداگانه بررسی می‌کنیم. پرسش سوم اینکه آیا ارتباطی ذاتی میان وزن با مضمون و ژانر وجود دارد؟ یعنی آیا می‌توان گفت هر ژانری و هر وزنی برای بیان مضمون خاص و معینی مناسب است؟ بررسی ما نشان می‌دهد که چنین ارتباطی وجود ندارد و این شاعران هستند که با انکشاف و اکتشاف قابلیت‌های بالقوۀ اوزان، آن‌ها را در زمینه‌های معنایی&amp;amp;ndash;عاطفی متعدد و متنوع به کار می‌برند. کار شاعران کشف همین قابلیت‌های اوزان و بالفعل کردن آن‌هاست. شهریار با عنایت به تجارب متعدد و متنوع شعری نشان داده که کاشف این قابلیت‌هاست. مقاله سعی می‌کند این توانایی شهریار را نشان دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش اعداد در فرایند «ایضاح پس از ابهام» در ابیاتی از دیوان خاقانی</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21543.html</link>
      <description>یکی از شگردهای بلاغی در شعر کلاسیک فارسی، &amp;amp;laquo;ایضاح پس از ابهام&amp;amp;raquo; است؛ فنّی که شاعر در آن با خلق ابهام، مخاطب را به اندیشه وامی‌دارد و سپس با تبیین تدریجی معنا، بر ژرفای کلام و نفوذ آن می‌افزاید. خاقانی شروانی، از برجسته‌ترین چهره‌های سبک آذربایجانی، در به‌کارگیری این شگرد از مهارتی کم‌نظیر برخوردار است؛ زیرا سبک پیچیده و فشردۀ او، به‌ویژه در بهره‌گیری از اعداد گوناگون، اقتضا می‌کند تا برای بیان مفاهیم چندلایه از ابزارهایی همچون ایضاح تدریجی مدد جوید. غفلت تعدادی از شارحان از این ویژگی، سبب گردیده است تا در شرح برخی ابیات خاقانی خطاهای تفسیری پدید آید. این پژوهش با بهره‌گیری از روش استقرایی و تحلیلی، تلاش دارد نشان دهد که شناخت این فن، می‌تواند در تحلیل، شرح و آموزش متون دشوار و چندلایۀ‌ کلاسیک، نقش کلیدی و راهگشا ایفا کند. به‌ویژه در مطالعه و تفسیر شعر خاقانی، این شناخت، راهگشای فهم صحیح، جلوگیری از برداشت‌های سطحی و ناصحیح، و درک بی‌پرده‌ترِ عمق معنا و شگردهای بلاغی شاعر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصرفات قرآنی در نامه های عین القضات</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21618.html</link>
      <description>در سال&amp;amp;shy;های اولیۀ پس از رحلت پیامبر اسلام، همت مسلمانان عموماً بر حفظ همه&amp;amp;shy;جانبۀ قرآن، و خاصتاً ظاهر آن بود که عوامل مختلفی این همت را تا حدودی بی&amp;amp;shy;نتیجه گذاشت؛ عواملی چون اختلاف قرائات برای توجیه تأویل و تفسیر، ایجاد هماهنگی با قواعد دستوری زبان عربی و هرچه بیشتر کردن اعجاز بلاغیِ قرآن و فقدان شَکل و اعراب در خط عربی و اعجام حروف از مهم&amp;amp;shy;ترین آنها بود. ظهور روایت‌های چهارده&amp;amp;shy;گانۀ قرآن یکی از نشانه‌های عدم&amp;amp;shy;تحقق این مهم است. از آنجا که هیچ متنی ولو متون مقدس، در سیر زمانی خود از تغییر و تصرف مصون نمی&amp;amp;shy;ماند، برخی از این تصرفات در متن قرآن نیز بۀ پشتوانۀ دلایلی مشخص، در بین برخی گروه‌های فکری رخ داده است. عرفا و متصوفه از زمرۀ این گروه&amp;amp;shy;ها هستند. در میان افراد صاحب&amp;amp;shy;نام این گروه، می&amp;amp;shy;توان از عین‌القضات همدانی نام برد که معامله&amp;amp;shy;های نامتعارف او با متن قرآن، علاوه‌بر پشتوانه‌های فکری و معنوی که تأویل، جزئی از آن است از دلایل ذوقی و بلاغی نیز برخوردار است. او در تأویل و بیرون&amp;amp;shy;کشیدن لایه‌های معنایی از بطن قرآن تا آن‌جا پیش می&amp;amp;shy;رود که دست به اقسام آشنایی‌زدائی&amp;amp;shy;ها زده و در کاربردهای خود از آیات قرآن کریم، در ظاهر آنها نیز تصرفاتی انجام داده است. این مقاله با روش توصیفی _ تحلیلی مبتنی بر پژوهش کتابخانه&amp;amp;shy;ای سعی دارد اقسام تصرفات قرآنی و دلایل آن را در آثار فارسی عین&amp;amp;shy;القضات بررسی کند. مطالعه و بررسی ما نشان می&amp;amp;shy;دهد که تصرفات اعمال&amp;amp;shy;شده توسط این عارف در آیات قرآنی بر اساس پایگاه عرفانی او و عمدتاً در خدمت تحقق اهداف بلاغی همچون متناسب&amp;amp;shy;کردن آیه با سیاق سخن، کمک به ادعا و اثبات مراد عین‌القضات، تأکید در کلام و روشنگری بیشتر، تأثیرپذیری هرچه بیشتر خواننده و ... بوده است و به نظر می&amp;amp;shy;رسد در مواردی متعددی اتّکا به حافظه نیز موجب اختلاف نقل‌های وی با متن قرآن کریم شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویدادهای تأثیرگذار سیاسی- اجتماعی دهه‌های (1340 تا 1370خورشیدی) بر شعر معاصر دری افغانستان</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21658.html</link>
      <description>این پژوهش بررسی می‌کند که چگونه شعر معاصر فارسی‌دری افغانستان در فاصلۀ دهه‌های 1340 تا 1370 خورشیدی، بازتاب‌دهندۀ تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که شاعران بر اساس مواضع سیاسی و ایدئولوژیک خود واکنش‌های متفاوتی به این دگرگونی‌ها نشان داده‌اند. برخی با گفتمان رسمی مورد حمایت دولت هم‌راستا شده و در بازتولید ایدئولوژی حاکم مشارکت داشته‌اند. در حالی‌ که گروه دیگر از طریق زبان نمادین و چندلایۀ شاعرانه، به بیان مقاومت پرداخته‌اند. شاعران منتقد، به بازتاب و بیان اعتراض و مقاومت در برابر ساختارهای قدرت مسلط پرداخته‌اند. در این دوره، شعر فراتر از کارکرد زیبایی‌شناختی خود، به رسانه‌ای مؤثر برای کنش اجتماعی- سیاسی و بخشی از حافظۀ جمعی&amp;amp;nbsp; بدل شده است. همچنین، از رهگذر ترجمۀ آثار ادبی روسی و فعالیت‌های نهادی اتحادیۀ نویسندگان حزب دموکراتیک خلق، شعر در خدمت تبلیغات سیاسی قرار گرفت؛ در حالی که شاعران منتقد، به بازتاب و بیان اعتراض و مقاومت در برابر ساختار قدرت مسلط پرداختند. پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی- تحلیلی و بر پایۀ مطالعه‌ای نظام‌مند از طریق متون شعری در کنار منابع تاریخی، تحلیل جامع و نسبتاً نوآورانه از بازتاب رویدادهای سیاسی و اجتماعی در شعر معاصر افغانستان ارائه می‌دهد. این پژوهش با تلفیق دیدگاه‌های گفتمانی، زیبایی‌شناختی و اجتماعی- تاریخی در چارچوب تحلیل یک‌پارچه، به غنای مطالعات این حوزه می‌افزاید و درک عمیق از تعامل پویا میان شعر، ایدئولوژی و تجربۀ تاریخی در جریان‌های مختلف شعری فراهم آروده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد رمان مادران و دختران، کتاب سوم: ماه عسل شهربانو بر اساس الگوی چهارگانۀ اِلِین شوالتر</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21699.html</link>
      <description>الگوی چهارگانۀ اِلِین شوالتر، رویکردی زن&amp;amp;lrm;محور، مبتنی بر بررسی تجربۀ زیستۀ زنان در چهار ساحت زیستی، زبانی، روانی و فرهنگی است. شوالتر برای این نقد، نام گاینوکریتیسزم "gynocriticism" را در نظر گرفته‌است. ماه عسل شهربانو، سومین اثر از چهارگانۀ مادران و دختران مهشید امیرشاهی، با پرداختن به ابعاد مختلف زندگی زنان، برای خوانش با این رویکرد بسیار مناسب است. ماه عسل شهربانو، در این پژوهش، به روش تحلیل کیفی و با بهره&amp;amp;lrm;گیری از مطالعات کتابخانه&amp;amp;lrm;ای و اسنادی نقد شده تا ویژگی&amp;amp;lrm;های درخور توجه آن دربارۀ زنان استخراج و بررسی شوند. نتیجۀ پژوهش نشان می&amp;amp;lrm;دهد که در الگوی زیستی، بدن زن، نقطۀ آغاز بسیاری از بحران&amp;amp;lrm;هاست، اما همواره از گذرگاه فرهنگ عبور می&amp;amp;lrm;کند و مستقل نیست. الگوی زبانی در این اثر، از نظر سبکی و هویتی تعیین&amp;amp;lrm;کننده و زبان هر شخصیت امضای اوست. در الگوی روانی، نویسنده با ارجاع مدام به روان زنان، رنج پنهان آن&amp;amp;lrm;ها را آشکار می&amp;amp;lrm;کند. الگوی فرهنگی، بالاترین بسامد را دارد که بیشترین یافته&amp;amp;lrm;ها در این الگو جای می&amp;amp;lrm;گیرند و بستر اجتماعی و تاریخی سلطه بر زنان را روایت می&amp;amp;lrm;کند. ماه عسل شهربانو روایت زنانی است که در تقاطع بدن، روان، فرهنگ و زبان زیست می&amp;amp;lrm;کنند. امیرشاهی، با وفاداری به تجربۀ زیستۀ زنانه نشان می&amp;amp;lrm;دهد که زیست زنان نه فردی و تصادفی، بلکه محصول شبکه&amp;amp;lrm;ای از مناسبات اجتماعی است. تأثیر رمان در هم&amp;amp;lrm;زمانی چهار الگو نهفته که در کنار هم تصویری چندلایه از زن ایرانی می &amp;amp;lrm;سازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شهریار و بازپروری نشانِگان ایران یک خوانش نشانه‌شناختی فرهنگی</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21659.html</link>
      <description>این مقاله با رویکرد نشانه‌شناسی فرهنگی، جایگاه دیوان شهریار را در نسبت با سپهر نشانه‌ای ایران می‌کاود. دیوان شهریار در شمار متنهای پرنشانۀ ایرانی است. تعامل او با سپهر نشانه‌ای ایران به دو شیوه است: الف) کاربست نشانه‌های کانونی و پیشینی که تثبیت شده و تشخص هویتی و فرهنگی دارند؛ ب) درآوردن نشانه‌های حاشیه‌ای یا ناشناخته به متن و کشاندن آنها به درون سپهر فرهنگی ایران. مقاله با توضیح چیستی نشانۀ ایران و سپهر نشانه‌ای، به تحلیل فرایند متنی‌کردن (فرهنگی کردن) نشانه‌ها در منظومۀ بلند &amp;amp;laquo;سهندیه&amp;amp;raquo; پرداخته و تراکم نشانه‌ای و رویکرد شهریار در متنی کردن نشانه‌های معاصرش را نشان می‌دهد؛ برای اثبات مدعای خود، به دیگر اشعار در دیوان شهریار نیز ارجاع می‌دهد. یافتۀ پژوهش آن است که شهریار با آنکه در امر متنی‌کردن نشانه‌های معاصر خود دست بالا را دارد اما به نگاهداشت نظم پایدار در سپهر نشانه‌ای ایران پایبند است؛ او نشانگان محلی و ملی را به هم پیوند زده و دیوانش را به فضایی برای همگرایی چندفرهنگی در یک تاریخ بلند و جغرافیای گسترده تبدیل کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرضیّۀ بازتاب بن‌مایۀ اساطیری «تقابل مهر و گاو» در شاهنامه و دیگر متون حماسی</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21678.html</link>
      <description>پیکار رستم با دیو سفید برجسته‌ترین رویارویی پهلوان شاخص حماسۀ ملّی ایران با دیوان است، امّا بنا بر ماهیت اساطیری نوع ادبی حماسه و نیز شواهدی که بر زوایای مختلف این نبرد سایه انداخته، به نظر می‌رسد که خان هفتم رستم برپایۀ زمینه‌ها و خویشکارهای الگوی رفتاری کهن‌تری گزارش و تصویر شده باشد. این پژوهش باور دارد از دیدگاه اسطوره‌شناختی و با تمرکز بر بن‌مایۀ اساطیری گاوکشی مهر می‌توان ضمن روشنگری زمینه‌ها و خویشکاری‌های ستیز رستم با دیو سفید، تأویل دلالت‌گرتری از آن در قیاس با رویکرد روان‌کاوی فروید در تحلیل اخیر محمود امیدسالار به دست داد و با ارائۀ شواهد صریح دیگر از نمودهای گاوکشی مهری در متون حماسی، فرضیّۀ بازتاب بن‌مایۀ اساطیری &amp;amp;laquo;تقابل مهر و گاو&amp;amp;raquo; در شاهنامه را توجیه و بلکه اثبات نمود. مقالۀ حاضر از نوع استقرایی و به روش توصیفی‌تحلیلی در سه بخش مقدّمه، مبانی نظری و بحث اصلی سامان یافته‌است. نتایج پژوهش ضمن تأیید فرضیّه‌های مقاله، حکایت از آن دارد که الگوی خویشکاری‌های مهر به‌عنوان مظهر روشنایی، خیر و شجاعت به پهلوانان و عیاران منتقل شده‌است، و جلوۀ شرّ، تاریکی و هراس گاو اساطیری که قربانی کردن آن مایۀ نجات و تجدید حیات است، به دیوگاوان و جادوزنان حماسه انتقال یافته‌است. حضور راهنمایان و روشنی‌بخشی و برکت‌یابی از گوشت یا خون گاو قربانی نیز از دیگر جلوه‌های قابل‌توجّه شواهد موردبحث به شمار می‌روند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازبینی و تحلیل اشعار و امثال فارسی موجود در تاریخ غیاثی (نمونه‌ای از کاربرد ادب فارسی در بغداد در سدۀ نهم هجری)</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21679.html</link>
      <description>کتاب التاریخ الغیاثی، اثری نگاشته‌شده به زبان عربی از غیاث‌الدین عبدالله بن فتح‌الله بغدادی فلکی کاتب (زنده در اوایل قرن دهم هجری) جایگاه ویژه‌ای در تاریخ‌نگاری قرون نهم و اوایل دهم هجری دارد. پدیدآور اثر با تسلّطی که به زبان فارسی داشته، از منابع تاریخی به این زبان استفاده کرده و علاوه بر آن، به اشعار پرشمار فارسی دارای ارزش تاریخی و یا با کاربرد &amp;amp;laquo;مَثَل&amp;amp;raquo; در کتاب خود استناد جسته است. بغدادی احتمالاً در اواخر قرن نهم هجری کتاب خود را نگاشته و می‌دانیم که برخی ادبا و دیوان‌سالاران آن عهد در بغداد با زبان فارسی و ترکی آشنایی داشته‌اند. در یک مقایسۀ اوّلیّه از اینکه این ادیب و مورّخ تنها در دو یا سه موضع به مطالبی به زبان ترکی در کتاب خود استناد کرده، می‌توان به سلطۀ زبان فارسی در آن دوران در بغداد پی برد. چاپی که از تاریخ غیاثی در بغداد صورت گرفته، در ضبط صحیح اشعار فارسی دارای نقص و خطاهای بسیاری است. در این پژوهش، ابتدا همۀ آن اشعار استخراج، و در دو بخش (بخش &amp;amp;laquo;تاریخی&amp;amp;raquo; و بخش &amp;amp;laquo;امثال&amp;amp;raquo;) دسته‌بندی شده است. سپس این سروده‌ها بر اساس یک رونوشت که از روی دستنویس موزۀ بغداد در حدود هشت دهه قبل تهیه شده و آن را علّامه محمّد قزوینی اصلاح کرده، و نیز با مراجعه به منابع متعدّد دیگر، اصلاح گردیده است. در این اصلاحات، سعی شده از منابعی استفاده شود که احتمالاً جزو منابع بغدادی در این کتاب بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نوآوری‌های عین‌القضات همدانی در وضع اصطلاحات عرفانی</title>
      <link>https://perlit.tabrizu.ac.ir/article_21680.html</link>
      <description>ظهور عرفان و تصوّف اسلامی در سده&amp;amp;shy;های نخست هجری با شکل‌گیری مجموعه‌ای از اصطلاحات عرفانی همراه بود که صوفیان و عارفان برای بیان آموزه‌های خاص خود آنها را به کار می‌بردند. این اصطلاحات به مرور زمان تدوین شدند و صوفیان و&amp;amp;nbsp; عارفان، بسیاری از آنها را شرح دادند. عین‌القضات همدانی (ف: 525 ق.) از جملۀ اندیشمندان و عارفان برجسته‌ای است که افزون بر بهره‌گیری از اصطلاحات عرفانی رایج، به نوآوری و ابتکار در این حوزه پرداخته است. بررسی دقیق آثار وی نشان می‌دهد که او برای تبیین اندیشه‌های عرفانی ژرف و تازۀ خویش، اصطلاحاتی نو و جدید همچون &amp;amp;laquo;پیرپرستی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عادت‌پرستی&amp;amp;raquo; (ذیل آن &amp;amp;laquo;حجاب عادت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شریعت عادت&amp;amp;raquo;)، &amp;amp;laquo;حلولی معنوی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حلولی مجازی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;صاد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کیمیاگری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شریعت عشق&amp;amp;raquo; را وضع و ابداع کرده است. این مقاله به شناسایی، بررسی و شرح مهم&amp;amp;shy;ترین اصطلاحات عرفانی ابتکاری عین‌القضات همدانی پرداخته و جایگاه آن‌ها را در منظومۀ فکری وی تبیین کرده است. نتایج پژوهش نشان دهندۀ آن است که اصطلاحات نوآورانۀ عین&amp;amp;shy;القضات همدانی، برخاسته از کوشش او برای ارائۀ مفاهیم عرفانی صوفیه در قالب اصطلاحی نو یا بیان مطالبی فراتر از چهارچوب اصطلاحات رایج زمانه بوده و نقش ارزنده و مهمی در تبیین مفاهیم عرفانی ویژۀ او ایفا کرده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
