نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان انگلیسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ زبان و ادبیات، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران.
چکیده
تازه های تحقیق
یکی از مسائل مهم و نسبتاً مغفول در بررسی نسخههای شاهنامه و برخی دیگر از متنهای کهن فارسی، ساختار نحوی ساختهای اضافی است که گاه مصححان را نیز دچار خطا و برداشت نادرست کردهاست. در زبان فارسی معیار، نشانۀ ترکیب اضافی بهطور رایج کسره است، اما در متون کهن، بهویژه در شاهنامه، مواردی دیده میشود که در آن بهجای کسره، «و» آمدهاست. این ویژگی زبانی، که احتمالاً تحت تأثیر گویش کاتب بوده، سبب شده که برخی مصححان میان ساختهای اضافی و عطفی تمایز قائل نشوند و گاه یکی را بهجای دیگری در متن نهایی وارد کنند. در چنین زمینهای، پژوهش حاضر با تکیه بر روش زبانشناسی پیکرهای توانست بهصورت کمّی و شفاف ساختار این ترکیبها را در سطح گستردهای بررسی کند. پژوهش با تهیه پیکرهای از شاهنامه با بیش از ۵۶۹٬۰۰۰ واژه و تقسیم آن به پنج زیرپیکره قابل پردازش، شرایطی فراهم کرد تا از طریق نرمافزار انتکانک، تمام موارد کاربرد حرف «و» استخراج و با تحلیل واژگان پیش و پس از آن، ساختارهایی که دو اسم را بههم متصل میکردند، شناسایی شوند. این فرایند در نبود برچسبهای نحوی، بهصورت دقیق و دستی ادامه یافت تا اعتبار تحلیلها تضمین شود. یکی از مزایای کلیدی این پژوهش، بهرهگیری از ابزار پیکرهای برای کشف الگوهایی بود که در روشهای سنتی یا صرفاً بافتمحور، ممکن بود مغفول بماند یا دچار سوگیری ذهنی شود.
بر اساس تحلیل دادهها، مشخص شد که در ساختارِ «اسم و اسم» فقط در یک نوع از اضافه، یعنی اضافۀ تعلقی، امکان جایگزینی «و» بهجای کسرۀ اضافه وجود دارد. در این ساخت، بین دو اسم رابطۀ تملک، وابستگی یا همبستگی معنایی برقرار است؛ نظیر «زور و بازو»، «زبان و گمان» و «چرخ و فلک». این ترکیبها، اگرچه در ظاهر با ساختهای عطفی مشابهاند، در عمق معنایی و نحوی به نوع خاصی از اضافه تعلق دارند و قابل بازگردانی به صورت «زورِ بازو»، «زبانِ گمان» و «چرخِ فلک» و مانند آنها هستند. این شناسایی بر پایۀ تکرار منظم الگوهای نحوی در پیکره انجام شد و نه تفسیرهای فردی از بافت. در نقطۀ مقابل، در ساختارِ «اسم و اسم» انواع دیگر اضافه مانند اضافۀ توضیحی، چنین جایگزینی ممکن نیست. بهعنوان مثال، ترکیبهایی چون «ماه و مهر» که در برخی چاپها به «ماهِ مهر» تبدیل شدهاست، نمونهای از تصحیحهای نادرست است. چرا که در اضافۀ توضیحی، رابطۀ معنایی خاصی که بتوان واو را جانشین کسره کرد وجود ندارد، و اینگونه ترکیبها اساساً ماهیتی عطفی دارند. این تمایز نهتنها در فارسی معاصر، بلکه در متون کهن نیز بهوضوح دیده نمیشود؛ ما ترکیبهایی مانند «ماه و مرداد» یا «کشور و ایران» را در هیچ مرحلهای از تحول زبان فارسی بهجایِ «ماهِ مرداد» یا «کشورِ ایران» نمیبینیم.
بدینترتیب، در این پژوهش بر پایۀ دادههای گسترده و تحلیل زبانشناختی، شاخصی عینی و قابل اتکا برای تشخیص ساختهای اضافی دارای واو از ساختهای عطفی پیشنهاد و چهار نمونۀ «بام و سرای»، «زبان و گمان»، «پیلان و کوس» و «پارسی و دری» از شاهنامه و دیگر متون به این شیوه بررسی و تصحیح و گزارش شد. بر این اساس، در ساختارِ «اسم و اسم» تنها در مواردی که ترکیب از نوع تعلقی باشد و دو اسم، رابطۀ وابستگی معنایی داشته باشند، میتوان واو را به منزلۀ جایگزینی تاریخی یا گویشی برای کسره تلقی کرد. در غیر اینصورت، چنین جایگزینی میتواند باعث تحریف متن و معنای آن شود. در مجموع، پژوهش حاضر با استفاده از روش زبانشناسی پیکرهای، به درک دقیقتری از ساخت اضافه در متون کهن فارسی دست یافت و الگویی ارائه داد که میتواند در فرآیند تصحیح متون، بهویژه شاهنامه، مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
The ezāfe construction in Persian is typically marked by the -e ezāfe. However, in some Iranian dialects, the conjunction “o” (and) is used in place of the ezāfe in this construction. This feature, seemingly influenced by the scribal dialect, has also found its way into certain manuscripts of the Shāhnameh, and the blending of coordinative and genitive structures has posed challenges for editors in determining the original reading of the text. In this study, using a corpus-based linguistic approach, a large number of such constructions were extracted from the Shāhnameh and analyzed, focusing on four expressions: “Fārsi o Darī”, “Bām o Sarāy”, “Zabān o Gomān”, and “Pīlān o Kūs”. The first two expressions are attested in other texts as well, whereas the third and fourth, whose correct form and meaning are disputed, were examined solely within the Shahnameh. In addition to proposing editorial suggestions and reporting on the occurrences of these constructions, the study also discusses their grammatical nature. The findings indicate that the replacement of “o” for the ezāfe is possible in genitive constructions where both constituents are primarily nouns of possessive type. Moreover, in structures other than “noun + noun”, explanatory genitives can also take the conjunction “o”.
کلیدواژهها [English]