تأملی در زبان ارجاعی شکوائیه‌ها با تکیه بر شکوائیه‌ای از راحه‌الصدور

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گرایش غنایی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

چکیده

هنگام مواجهه با متن ادبی، آنچه مفروض تلقّی می‌شود و ارج و ارزش اصلی متن را تقویت می‌کند، شاخصه‌های ادبی آن است اما غنایی‌بودن، مبحثی محتوایی است و متن غنایی با توسل به شاخصه‌های زبان ادبی بر کیفیّت تأثیر خود می‌افزاید. با وجود این، متون غناییِ فاقد ویژگی‌های ادبی، کمابیش نادیده گرفته می‌شوند. در میان اقسام کلام غنایی، شکوائیه‌‌ بیشترین مقارنت را با واقعیّت طلب می‌کند و اساساً شکوائیه‌ای که موضوع آن شکایت از امری خیالی باشد، وجاهتی از منظر شکوائیه‌بودن برای مخاطب نخواهد داشت. این داوری در مورد شکوائیه‌های سیاسی از استواری بیشتری برخوردار است. بر این اساس، به نظر می‌رسد به منظور گشایش باب تحقیق در حوزۀ زبان غیرادبی متون غنایی و یا آنچه اصطلاحاً زبان ارجاعی خوانده می‌شود، شکوائیه‌پژوهی انتخاب مناسبی باشد. سؤال این است که در شکوائیه به عنوان یک نوع غنایی، زبان ارجاعی چه جایگاهی دارد؟ در این پژوهش، شکوائیه‌ای سیاسی از متن راحه‌الصدور راوندی برگزیده  و کیفیّت نگاهداشت جنبۀ ارجاعی زبان این قطعه بررسی شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که قالب نثر در اتخاذ زبان ارجاعی برای شکایت، زمینۀ مساعدتری نسبت به شعر دارد لیکن به گمان ما اصل در پیشبرد این رویکرد، هویّت واقع‌گرایانۀ شکوائیه است. همین هویّت واقع‌گرایانه موجب شده است که راوندی، از عناصر بدیعی بلاغت چشم بپوشد و از عناصر بیانی، تنها به مواردی قلیل، و مهم‌تر از آن، کمرنگ و ناموثّر اکتفا کند و هرچه بیشتر بر دلالت مستقیم و یک‌به‌یک لفظ و معنی اهتمام داشته باشد.

تازه های تحقیق

دست‌یافتن به چگونگی شکل‌گیری زبان ارجاعی در گفتار و نوشتار انسانی دشوارتر از تحقیق در کیفیّت زبان ادبی است زیرا اتّکا به هیچ دستآورد نظری پیشینی ندارد. در مطالعۀ نخستِ شکوائیۀ سیاسی راوندی در «راحه‌الصدور»، دلالت مستقیم واژه بر معنا، چشم‌گیر است. تنها نمود عناصر بیانی در متن شکوائیه، اختصاص دارد به چند عبارت کنایی که تمام آن‌ها مستعمل بوده و به صورت تعابیر سایر درآمده‌اند و از این جهت، موجب درنگ در قرائت و درک متن نمی‌شوند. از تمام عناصر بدیعی، تنها سجعی خفیف در جملۀ پایانی دیده می‌شود لیکن انتخاب واژگان مسجّع از دایرۀ اولیّه مرتبط و مورد انتظار با موضوع کلی متن، تأثیر این تسجیع را بسیار کاسته است تا آنجا که به نظر می‌رسد طبیعی‌ترین انتخاب همین بوده و تحمیلی از رهگذر قاعده‌افزایی بر متن صورت نگرفته است. جملات از نظر علم معانی، همه از نوع خبری و از نظر دستور زبان، اغلب ساده هستند و کم‌تر تقدّم و تاخّری در چینش واژگان دیده می‌شود. صفت‌های جانشین موصوف نیز، وجهۀ بلاغی ویژه‌ای ارائه نمی‌دهند. راوندی در نگارش این بخش از کتاب، پایبند اصول گزارش‌گری و تاریخ‌نگاری بوده و از هر آنچه موجب خدشه برداشتن وثاقت گزارش شکایت‌آمیز او شود، پرهیز کرده است. در نتیجۀ حیثیت ارجاعی زبان متن، در نهایت میزان مورد انتظار از متنی کهن (و منتخب از اثنای اثری که منتسب به دوران نثر فنّی است) رعایت شده است. این شکوائیه هر اندازه که از وجوه ادبی عاری است، به همان اندازه یک متن غنایی دقیق و متناسب با هویّت و رسالت اصلی خود به شمار می‌رود. نتیجۀ نهایی و کلی‌تر آن‌که می‌توان و باید در شکوائیه‌ با انواع گوناگون آن از حیث موضوع، زبان‌ غیراقناعی و بسیار نزدیک به ویژگی‌های زبان ارجاعی را انتظار داشت و در عین حال، قائل به ادبیت کلام و غنایی بودن آن هم شد. از اینجاست که می‌شود ادعا کرد ترسیم نموداری که بتواند ویژگی‌های یک متن غنایی – ادبی را از حیث زبان بتواند دقیقاّ نشان دهد، بسیار دشوار و حتی غیرممکن است و این امر می‌تواند قواعد کلی معروف و مقبول در زمینۀ زبان و زبان متون ادبی را که امروزه از طرف محققان و اهل نقد کمابیش پذیرفته شده و ترازوی نقد زبانی آثار ادبی قرار می‌گیرد، خدشه‌پذیر کند و آنها را در صدور حکم در خصوص کیفیت زبان آثاری از این دست به احتیاط وادارد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A Reflection on the Referential Language of Complaints with an Emphasis on a Complaint in Rāhat al-Sodur

نویسندگان [English]

  • Mir jalil Akrami 1
  • Asadollah Vahed 1
  • Mohammad Ali Mousazadeh 2
  • Rashid Asadi valiloo 3
1 Professor, Department of Persian Language and Literature, University of Tabriz, Tabriz, Iran.
2 Assistant Professor, Department of Persian Language and Literature, University of Tabriz, Tabriz, Iran.
3 PhD student in Persian Language and Literature, lyrical orientation, University of Tabriz, Tabriz, Iran.
چکیده [English]

When dealing with a literary text, what is assumed and strengthens the original value of the text is its literary features, but being lyrical is a matter of content, and the lyrical text increases its quality by resorting to the features of the literary language. Despite this, lyrical texts without literary features are more or less ignored. Among the types of lyrical words, complaint requires the closest proximity to reality, and basically, a complaint whose subject is a complaint about an imaginary matter, will not have any meaning from the point of view of being a complaint for the audience. This judgment is more stable in the case of political complaints. Based on this, it seems that in order to open the chapter of research in the field of non-literary language of lyrical texts or what is called referential language, research into complaint is a suitable choice. In this research, a political complaint has been selected from the text of Rāwandi's Rāhat al-Sodur and the quality of the retention of the referential aspect of the language of this text has been examined. Studies show that the prose format is more favorable than poetry in adopting the reference language for complaints, but we think that the principle in advancing this approach is the realistic identity of the complaint. This realistic identity has caused Ravandi to ignore the original elements of rhetoric and to limit the expressive elements to only a few and more important ones, which are weak and ineffective, and to pay more attention to direct and one-to-one word and meaning.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Lyrical literature
  • complaint
  • referential language
  • Rahāḥ al-Sādur
  • Rāwāndi
احمدی، بابک. (1370). ساختار و تاویل متن. چاپ اول. تهران: مرکز.
احمدی، بابک. (1387). حقیقت و زیبایی. چاپ پانزدهم. تهران: مرکز.
اخسیکتی، اثیرالدین. (1337). دیوان اثیرالدین اخسیکتی. به تصحیح رکن‌الدین همایون فرخ. تهران: کتابفروشی رودکی.
اسماعیل اصفهانی، ابوالفضل کمال‌الدّین. (1348). دیوان خلّاق المعانی ابوالفضل کمال‌الدّین اصفهانی. به اهتمام حسین بحرالعلومی. چاپ اول. تهران: کتابفروشی دهخدا.
انوری ابیوردی، اوحدالدین محمد بن محمد. (1337). دیوان انوری. به اهتمام محمدتقی مدرس رضوی. چاپ اول. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
بهار، محمدتقی. (1384). سبک‌شناسی. چاپ هشتم.  تهران: امیرکبیر.
پورنامداریان، تقی. (1381). سفر در مه. چاپ اول. تهران: نگاه.
ثروت، منصور. (1386). نثر منظوم فارسی و ماجرای قصه در عصر صفوی. نامه انجمن، 7، 26: 32-17.
جرفادقانی، ابوالشرف ناصح بن ظفر بن سعد. (1334). تاریخ یمینی. به تصحیح و تحشیه ع. قویم. چاپ اول. تهران: بی‌نا.
الجوینی، علاءالدین عطاملک محمد بن محمد. (1387).  تاریخ جهانگشای جوینی.  به اهتمام احمد خاتمی. چاپ اول. تهران: علم.
خاقانی، افضل‌الدین بدیل بن علی. (1362). منشآت خاقانی. تصحیح و تحشیه محمد روشن. چاپ دوم. تهران: کتاب فرزان.
ـــــــ ، بدیل بن علی. (1387). دیوان خاقانی. ویراسته دکتر میر جلال‌الدین کزازی. چاپ دوم. تهران: مرکز.
خاکپور، محمد، اسماعیلی، محمدحسین، رنجبر، ابراهیم. (1401). بررسی و تحلیل کارکردهای بلاغی صفت هنری در قصاید خاقانی. مطالعات زبانی و بلاغی، 13، 27، 90-61.
خطیبی، حسین. (1366). فنّ نثر در ادب پارسی. چاپ اول. تهران: زوّار.
الراوندی، محمد بن علی بن سلیمان. (1364). راحه‌الصدور و آیه‌السرور در تاریخ آل سلجوق. به‌سعی و تصحیح محمد اقبال. چاپ دوم. تهران: امیرکبیر.
زرین‌کوب، عبدالحسین. (1383). از گذشته ادبی ایران. چاپ دوم. تهران: سخن.
زیدری نسوی، شهاب‌الدین محمد خرزندی. (1394). نفثه‌المصدور. تصحیح و توضیح دکتر امیرحسین یزدگردی. چاپ چهارم. تهران: توس.
سمیعی، احمد. (1395). نگارش و ویرایش. چاپ پانزدهم. تهران: سمت.
شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1375). صور خیال در شعر فارسی. چاپ ششم. تهران: آگاه.
شفیعی کدکنی، محمدرضا. (1392). زبان شعر در نثر صوفیه. چاپ اول. تهران: سخن.
شمیسا، سیروس. (1394). بیان. چاپ چهارم از ویراست چهارم. تهران: میترا.
صفا، ذبیح‌الله. (1369). تاریخ ادبیّات در ایران. چاپ دهم. تهران: فردوس.
صفوی، کورش. (1394). از زبان‌شناسی به ادبیّات. چاپ پنجم. تهران: سوره مهر.
عطار نیشابوری، شیخ فریدالدین محمد. (1359). دیوان عطّار. حواشی و تعلیقات از م. درویش. چاپ دوّم. تهران: جاویدان.
عنصرالمعالی، کیکاوس بن اسکندر. (1397). قابوس‌نامه. به اهتمام و تصحیح غلامحسین یوسفی. چاپ نوزدهم. تهران: علمی و فرهنگی.
فرغانی، سیف‌الدین محمد. (1364). دیوان سیف فرغانی. با تصحیح و مقدمه دکتر ذبیح‌الله صفا. چاپ دوم. تهران: فردوسی.
میرصادقی، جمال. (1388). عناصر داستان. چاپ هشتم. تهران: سخن.
ناتل خانلری، پرویز. (1367). هفتاد سخن (شعر و هنر). چاپ اول. تهران: طوس.
نجم رازی، عبدالله بن محمد. (1380). مرصادالعباد. به اهتمام دکتر محمدامین ریاحی. چاپ نهم. تهران: علمی و فرهنگی.
نظامی، الیاس بن یوسف. (1395). مخزن‌الاسرار. تصحیح و حواشی حسن وحید دستگردی. چاپ هفدهم. تهران: قطره.
نظامی، الیاس بن یوسف. (1400). هفت‌پیکر. تصحیح و حواشی حسن وحید دستگردی. چاپ هفدهم. تهران: قطره.
واحد، اسدالله، نوری باهری، محمدعلی. (1391). نقد و بررسی شکوائیه‌های سیاسی در شعر قرن ششم. زبان و ادب فارسی، 65، 225، 165-143.
وراوینی، سعدالدین. (1394). مرزبان‌نامه. به کوشش دکتر خلیل خطیب رهبر. چاپ بیست و سوم. تهران: صفی علیشاه.