نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.
چکیده
تازه های تحقیق
بر پایۀ یافتههای این پژوهش ـ که با ترکیبی از شواهد درونمتنی، برونمتنی، نسخهشناختی و تاریخی به دست آمده ـ دستاوردهای پژوهش را میتوان چنین تبیین کرد: درباب زادسال صبا، با کنار نهادن تاریخهای ناصواب ۱۱۷۱، ۱۱۷۶ و ۱۱۷۹ق. که در پژوهشهای پیشین مطرح شده، میتوان سال ۱۱۷۴ق. را با اطمینان بیشتری محتملترین تاریخ تولد وی دانست. این تاریخ با تصریح صبای کاشانی به چهل و پنجسالگی در آستانۀ سرایش شاهنشاهنامه (۱۲۱۹ق.)، پیوستن به دستگاه قاجار در سی و ششسالگی (۱۲۱۰ق.) مطابق با گزارش فاضلخان گروسی از بیست و چهار سال خدمت (تا ۱۲۳۴ق.) و نیز پنجاهسالگی در ۱۲۲۴ق. همخوانی کامل دارد. درخصوص تکوین منظومههای حماسی، سرایش شاهنشاهنامه نه در ۱۲۲۴ق. یا ۱۲۲۸ق.، بلکه در ۱۲۱۹ق. همزمان با نخستین لشکرکشی فتحعلیشاه به جنگ روسیه آغاز شده است. این منظومه در ۱۲۲۲ق. به پایان رسیده و در ۱۲۲۳ق. به شاه تقدیم شده است. شواهد متنشناختی، از جمله ناهمخوانی تاریخی در گزارش انتصاب تورماسوف، گسست روایی در گفتار پایانی و جای گرفتن بیمناسبت ابیاتی که به پایان یافتن اثر در میانۀ داستان اشاره میکنند، همگی حاکی از آن است که صبا پس از تقدیم اثر، تا میانۀ ۱۲۲۴ق. به بازآرایی و افزودن وقایع متأخر به این منظومه (تا مصالحۀ ۱۲۲۴ق.) پرداخته است.
دربارۀ خداوندنامه نیز باید گفت که سرایش این اثر از ۱۲۲۴ق. و در پنجاهسالگی شاعر آغاز شده، اما بهخلاف مدعای تذکرهنویسان مبنی بر اتمام آن در سه سال، شاعر در اواخر اثر به پنجاه و ششسالگی خود (برابر ۱۲۳۰ق.) اشاره کرده است. با اتکا به این شاهد متنی از یک سو و تاریخ زندگانی صبا از دیگر سو، تاریخ کتابت دستنویس ۱۶۱۶ کتابخانۀ ملی را باید الحاقی دانست و کهنترین نسخۀ آن را متعلق به ذیحجۀ ۱۲۳۰ق. (۱۰۹۰ کتابخانۀ مرعشی) در نظر گرفت. شواهد بهوضوح نشان میدهد که خداوندنامه اثری ناتمام است که سرایش آن دستکم تا ۱۲۳۰ق. ادامه یافته و به دلایلی چون اوجگیری جنگهای ایران و روس، انعقاد عهدنامۀ گلستان، کهولت سن شاعر و احتمالاً دشواری منابع، هرگز به پایان نرسیده است.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Fath-ʿAli Xān Sabā Kāšāni was a pioneering court poet of the Qājār era, and his legacy-beyond his panegyrics-finds its fullest manifestation in two extensive epic poems: Šāhanšāhnāme and Xodāvandnāme, which hold a distinctive place among Qājār epics. Nevertheless, what has made an exact understanding of Sabā difficult is the disagreement regarding the date of his birth and the time of the composition of these two epics—an issue that has remained unresolved in literary and historical research. Therefore, the study of this subject gains both importance and necessity, for beyond determining the year of Sabā’s birth and the dates of the epics’ composition, it reveals the process of their development. It can also move beyond the one-dimensional perspective of earlier studies-which have been confined merely to poems or biographical anthologies-and open new horizons of inquiry. The present study has been conducted through a descriptive-analytical method, and data have been collected using library-based research. The collected evidence has then been evaluated within a comparative framework; thus, it may be said that this research adopts an integrative approach. By examining textual evidence alongside external accounts-such as the reports of contemporaries and biographers-together with codicological clues and the political and military events of the time, a more precise estimation of Sabā’s year of birth and the approximate chronology of the epics’ composition has been achieved. In addition, the hypothesis has been proposed that Šāhanšāhnāme underwent revision and reorganization, while Xodāvandnāme remained unfinished.
کلیدواژهها [English]