روایت و کارکرد آن در داستان کوتاهِ «مجلس تودیع» نوشتۀ غلامحسین ساعدی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی‌دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز. تبریز. ایران

چکیده

یکی از راه‎های شناخت ادب روایی تطابق آن با خصوصیات روایت است. یکی از نامدارترین چهره‎های ادب روایی ایران غلامحسین ساعدی است. بیش از نود اثر در ژانرهای متعدد ازجمله رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه و فیلم‌نامه از او منتشر شده‌است. او در سال ۱۳۳۹ مجموعه داستان شب‎نشینی باشکوه را منتشر کرد. نام آخرین داستان این مجموعه «مجلس تودیع» است. هدف این نوشته نشان دادن کارکردها و خصویات روایت در این داستان است تا بخشی از کارکرد روایت در ادب داستانی دهۀ سی و بخشی از جایگاه ساعدی در داستان‎نویسی معلوم شود. روش پژوهش تحلیلی‌توصیفی است. برخی از نتایج پژهش از این قرارند: در این داستان تمام عناصر ازجمله راوی، در روایت پدیدار می‎شوند. زاویۀ دید این داستان اول‌شخص و کانونی‎سازی درونی است. این داستان در قالب خاطره ـ سخن‌رانی نوشته شده‌است. در آن از دو گروه راویِ اصلی و کمکی، استفاده شده‌است. این داستان بخشی از یک جریان فکری ـ ادبی است که در آن، خصوصاً در شعر نیما یوشیج و اخوان ثالث، شب نماد استبداد و خفقان و زمستان نماد نومیدی و بیگانگی اجتماعی است. متن تابع پیام داستان است: شب بسیار دراز است و به این زودی‎ها آفتاب درنخواهد آمد.

تازه های تحقیق

ساعدی داستان کوتاه «مجلس تودیع» را در سال ۱۳۳۹ ش. منتشر کرده‌است. آثار کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ در این داستان دیده می‎شود. او مثل نیما یوشیج، شب را به‌مثابۀ نماد استبداد انتخاب کرده و با هنر روایت و با لحن طنز به جنگ با خفقان برخاسته‌است. زمان، مکان، زاویۀ دید، راویان و روایت را طوری انتخاب و طراحی کرده‌است که داستان قابلیت تبدیل شدن به فیلم‌نامه را داشته باشد. در کنار علاقه‎مندی‌اش به فیلم‌نامه‌نویسی، از این کار او می‎توان استنباط کرد که او بیداری مردم را برای اصلاح جامعه، مؤثرتر از امور دیگر می‎دانست و به تأثیر زبان روایی، خصوصاً با خاصیت عینی و تصویری (سینمایی)، تأکید بیشتری داشته. با انتخاب شیوۀ روایت خاطره ـ سخن‌رانی و دو گروه راوی، راوی اصلی و کمکی، واقعی‎نمایی داستان را افزایش داده‌است. با انتخاب راوی مستتر (مخالف راوی اصلی) و تبلیغ پیام داستان از زبان او، پیامی که از یأس و خفقان همگانی حکایت می‎کند، از وجود ترس در جامعۀ کارمندی پرده برداشته‌است. در این داستان قشر کارمندان در وضعیت اجتماعی نامطلوب و در حالت انتظار بیهوده نشان داده شده‎اند. زاویه‌دید اول‌شخص، شخصیتی که از قشر کارمندان است، به نویسنده فرصت داده‌است که به‌جای تبیین احوال انسان‎ها، نمایش کنش‎های کارمندان را برجسته کند تا داستانش از دنیای ذهنیت به دنیای عینیت وارد شود که حداقل دو نتیجه دارد: یکی اینکه واقعی تلقی شود و دیگر اینکه قابلیت تبدیل شدن به نمایش را داشته باشد. انتخاب زمان شب و برگزاری مجلس با «چراغ‎های زنبوری» باعث می‎شود که سایه‎ها بلندتر از انسان‎های واقعی باشند و اگر این داستان به فیلم تبدیل شود، محلی برای سایه‎های وهم‎انگیز وجود داشته باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Narrative and its Function in the Short Story “The Farewell Ceremony” by Gholam Hossein Saedi

نویسندگان [English]

  • Mohammad Mahdipour 1
  • Ebrahim Ranjbar 2
1 Professor, Department of Persian Language and Literature, University of Tabriz, Tabriz, Iran.
2 Professor, Department of Persian Language and Literature, University of Tabriz, Tabriz, Iran.
چکیده [English]

One of the ways to get familiar with narrative literature is by aligning it with the characteristics of narrative. Gholam Hossein Saedi is one of the most renowned figures in Iranian narrative literature. More than ninety works of his in various genres, including novels, short stories, plays, and screenplays have been published. In 1960, he published a short story collection titled “A Magnificent Soirée”, and the last story of the collection is titled “The Farewell Ceremony.” The aim of this paper is to examine the functions and features of narrative in this story, in order to highlight a part of the role of narrative in the literary fiction of the 1950s and Saedi’s position in the field of storytelling. The research method is analytical-descriptive. Some of the findings include the following: all elements, including the narrator, are manifested through the narrative in this story. The point of view is first-person, with internal focalization. The story is written in the form of a memory-speech hybrid. It employs two types of narrators, a primary narrator and a supporting one. This story is part of a broader intellectual-literary movement, in which, especially in the poetry of Nima Yooshij and Akhavan Sales, night symbolizes tyranny and oppression, while winter represents despair and social alienation. The text follows the message of the story: the night is very long, and the sun will not rise anytime soon.

کلیدواژه‌ها [English]

  • The Farewell Ceremony
  • Saaedi
  • narrative
  • point of view
اخوت، احمد، (۱۳۹۲)، دستور زبان داستان، اصفهان: فردا. 
بالی، علی، (۱۳۹۷)، «بررسی زمینه‎های جامعه‎شناختی نومیدی و بدبینی در اشعار دهۀ سی اخوان ثالث»، فصلنامه جامعه‎پژوهی فرهنگی (پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)، سال ۹، شماره ۴، ص ۱-۲۴.
براهنی، رضا، (۱۳۶۸)، قصه‎نویسی، تهران: البرز.
پاینده، حسین، (۱۴۰۱)، داستان کوتاه در ایران، (سه جلد)، تهران: نیلوفر.
پرینس، جرالد، (۱۳۹۵)، روایت‎شناسی، شکل و کارکرد روایت، ترجمه محمد شهبا، تهران: مینوی خرد.
حاج‎آقابابایی، محمدرضا، (۱۳۹۸)، روایت‎شناسی، تهران: مهراندیش.
حیاتی، زهرا، (۱۳۹۴)، «تحلیل رابطۀ گفتمان اخلاقی متن با شیوه بیان در دو اثر غلامحسین ساعدی»، پژوهش‎ زبان و ادبیات فارسی، شماره ۳۷، ص ۱۱۷-۱۴۵.
خانی‌سومار، احسان؛ موسی پرنیان؛ خلیل بیگ‌زاده، (1401)، «تحلیل مؤلفۀ کانی‌سازی در رمان قیدار»، نشریه زبان و ادب فارسی دانشگاه تبریز‌،  سال 75، شماره 245، ص 219-239.
داد، سیما، (۱۳۸۵)، فرهنگ اصطلاحات ادبی، تهران: مروارید.
ریکور، پل، (۱۳۸۶)، «استحاله‎های طرح رمان»، ترجمه مراد فرهادپور، مجله ارغنون (مجموعه مقالات دربارۀ رمان)، شماره ۹-۱۰، ص ۷۵-۳۹.
ریکور، پل، (۱۳۹۷)، زمان و حکایت، (سه جلد)، ترجمه مهشید نونهالی، تهران: نی.
ریمون کنان، شلومیت، (۱۳۸۷)، روایت داستانی بوطیقای معاصر، ترجمۀ ابوالفضل حری، تهران: نیلوفر.
ژنت، ژرار، (۱۳۹۲)، تخیل و بیان، ترجمۀ الله‎شکر اسداللهی، تهران: سخن.
ژنت، ژرار، (۱۴۰۰)، گفتمان حکایت، ترجمه آذین حسین‎زاده و کتایون شهپرراد، تهران: نیلوفر.
ساعدی، غلامحسین (۱۳۸۸)، شب‎نشینی باشکوه، تهران: نگاه.
شیرازی، مهرناز؛ فرهاد ساسانی، (۱۳۹۲)، «دیدگاه از منظر زبان‎شناسی شناختی و کاربرد آن در تحلیل متن داستانی»، جستارهای زبانی، دوره ۴، شماره ۱، ص ۶۵-۸۷.
صدقیانی، صدیقه‌کبری؛ حمیدرضا فرضی؛ ناصر دشت‌پیما، (1400)، «بررسی عوامل مؤثر بر سرعت روایت در رمان تاتار خندان ساعدی بر اساس نظریۀ روایت‌پردازی ژرار ژنت»،  نشریه زبان و ادب فارسی دانشگاه تبریز‌،  سال 74، شماره 244، ص 275-299.
فرهادپور، مراد، (۱۳۸۶)، «یادداشتی دربارۀ زمان و روایت»، مجله ارغنون (مجموعه مقالات دربارۀ رمان)، شماره ۹-۱۰، ص ۲۷-۳۸.
کادن، جی، ای، (۱۳۸۶)، فرهنگ توصیفی ادبیات و نقد، ترجمه کاظم فیروزمند، تهران: شادگان.
کوری، گریگوری، (۱۳۹۱)، روایت‎ها و راوی‎ها، ترجمه محمد شهبا، تهران: مینوی خرد.
گل‎آرا، جواد؛ هانیه جباریلر (۱۳۹۴)، «روایت‎شناسی داستان عزاداران بیل»، دهمین همایش بین المللی ترویج زبان و ادب فارسی، ص ۵۲۷-۵۳۴.
لنگرودی، شمس، (۱۳۸۱)، تاریخ تحلیلی شعر نو، (۴ جلد)، تهران: نشر مرکز.
محمودی، بهروز؛  نرگس فرشته، (۱۳۹۲)، «کاربست نظریه‎های زبان‎شناسی در تحلیل اثر هنری کاربرد نقض اصل ادب در تحلیل نمایشنامۀ وای بر مغلوب ساعدی»، باغ نظر، سال ۱۰، شماره ۲۶، ص ۲۳-۳۲.
مقدادی، بهرام، (۱۳۷۸)، فرهنگ اصطلاحات نقد ادبی، تهران: فکر روز.
میرصادقی، جمال، (۱۳۶۴)، عناصر داستان، تهران: شفا.
میرصادقی، جمال، (۱۳۹۰)، راهنمای داستان نویسی، تهران: سخن.
میرعابدینی، ابوطالب؛ محبوبه بسمل، (۱۳۹۰)، «تحول محتوایی نمادها در شعر نیما»، مجلۀ  اندیشه‎های ادبی، دوره ۲، شماره ۷، ص ۱۶۷-۱۸۳.
وبستر، راجر، (۱۳۸۲)، پیش‎درآمدی بر مطالعۀ نظریۀ ادبی، ترجمـۀ الهـه دهنـوی،  تهران: روزنگار.
هرمن، دیوید، (۱۳۹۵)، عناصر بنیادین در نظریه‎های روایت، ترجمۀ حسین صافی، تهران: نی.
Abrams, M. H. & Harpham, G. G., (2015). A Glossary of literary terms. USA.  Roberts, G., (editor) (2001). The History and Narrative Reader. London: Routledge.
Scholes, R., & Phelan, J. & Kellogg, R., (2006). The nature of narrative. Oxford University Press.